English Version
This Site Is Available In English

شال نارنجی، آغاز یک مسئولیت بزرگ

شال نارنجی، آغاز یک مسئولیت بزرگ

چشمان باز را ببندید و دریچه های قلب را باز نمایید؛ آن‌گاه خواهید دید که قدم‌های‌تان به سویی می روند که روزی از آن راه به زمین آمده‌اید؛ پس خوب گوش کنید تا صداها را بشنوید و در اعماق وجودتان به فراسو راه یابید. حتماً می‌دانید که پیامبران الهی بزرگترین راهنمایان بشر بوده و هستند که با انگشت اشاره، صراط مستقیم و یا مسیر بهروزی زندگی را به ما نشان می‌دادند و می‌دهند؛ پس اگر این مطلب را بدانیم، بایستی برای جایگاه راهنمایی، ارزش بسیار بالایی قائل شویم؛ هر چند ما در مقابل آن‌ها مثل قطره و اقیانوس می‌باشیم.

در رابطه با‌‌ دستورجلسه «هفته راهنما» با دو راهنمای نمایندگی بیرجند همسفر مریم و مسافر مرتضی گفت‌وگویی ترتیب داده‌ایم که توجه شما‌ را به آن جلب می‌نماییم.

راهنما همسفر مریم و مسافرشان راهنما مسافر مرتضی با بیش از ۶ سال تخریب وارد کنگره شدند. آخرین آنتی‌اکس مصرفی مسافرشان شیره کشیدنی بود و سفرشان را طی ۱۰ ماه و ۱۵ روز، با روش DST و داروی OT به راهنمایی راهنما مسافر جواد فلاح و همچنین راهنمای خودشان، زنده‌یاد همسفر رقیه سفر کردند. ورزش مسافر والیبال و شنا، راهنما همسفر مریم نیز بدمینتون است. اکنون مدت ۳ سال و ۹ ماه است که به لطف خدا و با دستان پرمهر آقای مهندس، آزاد و رها هستند.

از دیدگاه شما چه کسی می‌تواند راهنما باشد و چه نقشی می‌تواند در کنگره داشته باشد؟

راهنما همسفر مریم:

راهنما، کسی است که قبل از آموزش دادن آموزش‌ها را زندگی کرده باشد، یعنی صبر، نظم، صداقت، مسئولیت‌پذیری و عشق به خدمت در وی دیده شود. او باید ابتدا خودش به تعادل نسبی رسیده باشد تا بتواند تکیه‌گاه امنی برای تازه‌وارد باشد. راهنما بیش‌تر از آن‌که سخن بگوید، الگوست. تازه‌وارد در کنار او امید را می‌بیند؛ چون با فردی روبه‌رو می‌شود که همان مسیر را طی کرده و به آرامش رسیده است؛ بنابراین راهنما با تجربه زیسته خود اعتماد ایجاد می‌کند و مسیر را قابل باور می‌سازد. نقش راهنما در کنگره بسیار فراتر از انتقال مطالب است، او پل بین ناامیدی و امید، بین آشفتگی و آرامش است. راهنما کمک می‌کند فرد فقط مصرف را کنار نگذارد؛ بلکه نگرش و جهان‌بینی خود را تغییر دهد و مسئولیت زندگی‌اش را بپذیرد. در حقیقت راهنما چراغ مسیر است، راه را به جای کسی طی نمی‌کند؛ اما آن را روشن می‌سازد تا رهجو بتواند با پای خود و با آگاهی حرکت کند.

راهنما مسافر مرتضی:

راهنما به فردی گفته می‌شود که مسیر درمان اعتیاد را با موفقیت طی کرده، به رهایی رسیده و از تعادل کافی برخوردار است. راهنما درمانگر نیست؛ بلکه بلد راه است، کسی که با تکیه بر حرمت‌ها و قوانین کنگره، مسیر صحیح حرکت را به رهجو نشان می‌دهد تا او در چهارچوب آموزش‌ها قدم بردارد. راهنما با فراهم کردن فرصت رشد و ارتقا، رهجو را در مسیر تکامل یاری می‌کند.

هدف شما از آمدن به کنگره چه بود. آیا برای راهنما شدن هدفی داشتید؟

راهنما همسفر مریم:

اوایل ورودم به کنگره می‌توانم بگویم حضور اجباری داشتم و تنها هدفم درمان مسافرم بود. در ماه‌های نخست سفر، بی‌هدف و صرفاً برای رفع تکلیف می‌آمدم؛ زیرا انگشت اتهامم همواره به سوی مسافرم بود و خود را از هر خطایی مبرا می‌دانستم. رفته‌رفته، هنگامی که در چارچوب آموزش‌ها قرار گرفتم، متوجه شدم هدف اصلی خودم هستم، رسیدن به آرامش و آسایش درونی. در سال اول، هیچ هدفی برای راهنما شدن نداشتم؛ چراکه تنها خواسته‌ام رهایی بود. با فوت راهنمایم، زنده‌یاد همسفر رقیه، در بخش همسفران نیاز به خدمتگزار بود و من وارد جرگه خدمت مرزبانی شدم. زمانی‌که طعم زیبای خدمت را چشیدم، در کنارش مسئولیت‌پذیری را فرا گرفتم و توانستم بندهای درونی خودم را بگشایم، عشق خدمت به مرور در من شکل گرفت و هدفم روشن شد. این‌که راه و هدف رقیه زنده بماند و رقیه‌های دیگری متولد شوند تا راهش را ادامه دهند؛ پس برای راهنمایی تلاش کردم و حاصل قبولی در آزمون راهنمایی بود.

راهنما مسافر مرتضی:

هدفم از آمدن به کنگره، تنها اصرار یکی از دوستان مصرف‌کننده‌ام بود؛ اما با ورود به کنگره، ورق زندگی‌ام برگشت و کم‌کم دلبسته کنگره و حال خوش خدمتگزارانش شدم و هدفم شکل گرفت. به واسطه عشق به خدمت و این‌که گفته بودند فردی که سیگار مصرف می‌کند نمی‌تواند خدمت کند، تنها یک ماه پس از شروع سفر مواد، سفر سیگار را نیز آغاز کردم و به مدت دو سال در کلینیک، در جایگاه دستیار و مبصر، خدمت نمودم. آن‌جا معنای واقعی طعم خدمت را لمس کردم؛ چون از خدمت لذت می‌بردم، تصمیم گرفتم زحماتی را که در این مسیر برایم کشیده شده بودند، زحمات راهنمای DST مسافر جواد فلاح و راهنمای سیگارم مسافر احسان ابوالحسن‌نژاد جبران کنم. با تلاش و کوشش، سه سال در جایگاه راهنمای تازه‌واردین خدمت کردم و در سال دوم راهنمایی موفق به دریافت شال نارنجی شدم و راه آنان را ادامه دادم.

خدمت در کنگره چه تاثیری روی زندگی شما و مسافرتان گذاشته است؟

راهنما همسفر مریم:

خدمت در کنگره برای من و مسافرم نقطه‌عطفی در مسیر پیشرفت و سازندگی درونی بود. این خدمت به ما کمک کرد تا نقاط کور زندگی‌مان را بهتر بشناسیم و آن‌ها را بگشاییم و کلاف درهم‌تنیده‌ زندگی را به سوی آراستگی، نظم و زیبندگی هدایت کنیم. در سایه‌ خدمت آموختیم مسئولیت‌پذیری را تمرین کنیم، از نقش قربانی فاصله بگیریم و سهم خود را در مشکلات بپذیریم. آرامشی که به‌دنبال آن بودیم به‌تدریج در رفتار، گفتار؛ حتی نوع نگاه ما به زندگی شکل گرفت. خدمت به من یاد داد بخشیدن، صبوری و محبت تنها واژه نیستند؛ بلکه مهارت‌هایی هستند که باید هر روز تمرین شوند و نتیجه‌ آن، بهبود ارتباط من با خودم، با مسافرم و با اطرافیانم بود. امروز خدمت برای ما فقط یک جایگاه نیست؛ بلکه شیوه‌ای از زندگی است که باعث رشد، همدلی و احساس ارزشمندی در هر دو نفر ما شده است.

راهنما مسافر مرتضی:

خدمت، حال خوش و دانایی را به من هدیه می‌دهد؛ زیرا بخشی از این خدمت که برای خودم انجام می‌دهم، برکت آن به زندگی‌ام بازمی‌گردد. هیچ نعمتی را بالاتر از تجربه حال خوش نیافته‌ام. وقتی معنای واقعی خدمت را درک می‌کنم، زندگی را به گونه‌ای دیگر می‌بینم؛ گویی نگاه و نگرشم تغییر می‌کند. آقای مهندس می‌فرمایند: «توفیق خدمت به هر کسی داده نمی‌شود، مگر آنکه فرمان آن صادر گردد.»

چه احساسی در هنگام قبولی در آزمون کمک راهنمایی داشتید. لطفاً توضیح دهید؟

راهنما همسفر مریم:

حس‌وحال آن روز را نمی‌توان در چند کلمه گنجاند، سرشار از شوقی عمیق و وصف‌ناشدنی بودم. می‌توانم بگویم آگاهانه‌ترین و بهترین خبری بود که در تمام فصول زندگی‌ام دریافت کرده‌ام، خبری که هم شعفی ژرف در من ایجاد کرد و هم مسئولیتی بزرگ را در قلبم نشاند. در همان لحظه، به یاد راهنمایم، زنده‌یاد همسفر رقیه و نیز ایجنت دوره قبل، همسفر مریم افتادم، کسی که ادامه‌دهنده راه همسفر رقیه بود و مسیر طولانی را می‌پیمود تا نمایندگی بیرجند در بخش همسفران استوار و پرقدرت باقی بماند. تمام تلاش‌هایشان؛ همچون فیلمی با دور تند از برابر چشمانم گذشت و یقین یافتم که کوشش‌هایشان بی‌ثمر نمانده است؛ چراکه امروز راهنمایانی از سلاله این عزیزان در حال خدمت‌اند و راهشان را ادامه می‌دهند.

راهنما مسافر مرتضی:

از آن‌جا که پیش‌تر طعم قبولی در آزمون دوره گذشته و حضور در جایگاه راهنمای تازه‌واردین را چشیده بودم و این تجربه برای من بسیار شیرین بود، زمانی‌که نتیجه قبولی در آزمون شال نارنجی را دیدم، حسی به‌مراتب عمیق‌تر و با مسئولیت بیشتر را احساس کردم. انسان هنگامی که هدفی روشن داشته باشد و در مسیر آن با تلاش و پشتکار گام بردارد، با رسیدن به مقصد، حال و احساسی نیکو را در وجود خود احساس می‌کند. در چنین شرایطی، مسئولیتی را که به او واگذار می‌شود با تمام توان و به بهترین شکل انجام می‌دهد تا در پیشگاه خداوند سربلند و سرافراز باشد.

اگر بخواهید در یک جمله کوتاه، پیام این هفته را به تازه واردین بگویید، آن جمله چیست؟

راهنما همسفر مریم:

می‌توانم به یک تازه‌وارد این را بگویم که تو با کوله‌باری از خستگی وارد کنگره شده‌ای، این‌جا بدور از قضاوت‌ها و نگاه‌های شماتت بار آغوشش را برایت باز می‌کنند؛ اما کافی است حرکتت را آغاز کنی و یقین داشته باشی که بهترین سرانجام برایت رقم خواهد خورد. این مسیر، مداوم و بسته به خواسته‌ تو است؛ پس اگر همگام با آموزش‌ها پیش بروی، می‌توانی بر تاریکی‌ها غلبه کنی و در جهت هدف و خواسته‌ات گام برداری. آن‌گاه بی‌تردید پایانی روشن و خوش در انتظارت خواهد بود.

راهنما مسافر مرتضی:

راهنما چراغ راه است و کنگره، دروازه‌ای به‌سوی بهشت، جایی که انسان به آرامش می‌رسد و انسانی که در آرامش باشد، گویی در بهشت زندگی می‌کند.

برای اولین بار، وقتی شال نارنجی را بر گردن انداختید چه حسی داشتید؟

راهنما همسفر مریم:

برای نخستین بار که شال نارنجی را بر دوش انداختم، حسی بسیار زیبا و فراتر از باور را تجربه کردم، گویی میان دو احساس متفاوت در جریان بودم. از یک سو با خود زمزمه می‌کردم «خدایا مرا به کجا آورده‌ای؟ در چه سرزمینی هستم؟ تو خود مرا به سرزمین عشق کشانده‌ای، من هستم و تو.» از سوی دیگر، احساس مسئولیتی عمیق در وجودم شکل گرفت، این‌که باید الگو باشم. ابتدا همه چیز را در درون خود بیاموزم و به اجرا درآورم تا بتوانم راه‌گشای دیگری باشم. می‌دانستم این بار خدمت، مسئولیتی بسیار سنگین است؛ اما از اعماق وجودم ندایی برمی‌خاست: «خدایی که تو را تا این‌جا کشانده است، راه را نیز به تو نشان خواهد داد.» من با تکیه بر همین باور، به مسیرم ادامه دادم.

راهنما مسافر مرتضی:

شال انداختن در کنگره لذت‌بخش است و نشانه‌ پذیرش مسئولیت و حرکت در مسیر درست می‌باشد. کسی که شال بر گردن دارد؛ باید بیش از پیش به رفتار، گفتار و کردار خود توجه کند؛ زیرا الگو در کنگره باید بی‌نقص باشد. راهنما؛ همچون قالب است و رهجو در آن قالب شکل می‌گیرد.

بنیان کنگره معتقد است، راهنمایی تداوم راه انبیاست. این شروع قدرتمند به چه صورت است؟

راهنما همسفر مریم:

وقتی گفته می‌شود «راهنمایی تداوم راه انبیاست»، یعنی راهنما فقط انتقال‌دهنده چند آموزش یا تجربه نیست؛ بلکه ادامه‌دهنده مسیر هدایت است. انبیا آمدند تا انسان را از تاریکی ناآگاهی به روشنایی و آگاهی برسانند و راهنما نیز در همین مسیر قدم برمی‌دارد. نه با دستور، نه با اجبار؛ بلکه با آموزش، الگو بودن و محبت. این شروع قدرتمند از درون راهنما آغاز می‌شود، نه از جایگاه او. راهنما پیش از آن‌که سخن بگوید، عمل می‌کند. پیش از آن‌که دیگران را تغییر دهد، خود را تغییر می‌دهد. او ابتدا در جهان‌بینی خود نظم ایجاد می‌کند، به آموزش‌ها عمل می‌کند، صبر و پذیرش را می‌آموزد و به تعادل می‌رسد. زمانی که درون او آرام می‌شود، کلامش اثرگذار می‌گردد.
قدرت راهنما در دانایی همراه با عمل است. یعنی مسیری را که خود طی کرده، با عشق در اختیار تازه‌وارد می‌گذارد. تازه‌وارد در کنار راهنما اجبار نمی‌بیند؛ بلکه امید می‌بیند؛ زیرا با انسانی روبه‌روست که روزی حال او را داشته و اکنون به آرامش رسیده است؛ بنابراین این شروع قدرتمند، از تزکیه نفس، خدمت بی‌چشم‌داشت و الگو بودن شکل می‌گیرد و ادامه پیدا می‌کند، همان‌گونه که انبیا با رفتار و منش خود هدایت می‌کردند، نه صرفاً با کلام، راهنما نیز با حضور خود  آموزش می‌دهد و با عملش مسیر را روشن می‌کند.

راهنما مسافر مرتضی:

کنگره مسیر الگو گرفتن است، من نیز الگوی خود را آقای مهندس و راهنمایانم قرار می‌دهم و با توکل به قدرت مطلق، همراه با حسی خوب و نیرومند، ادامه راه خواهم داد. آموخته‌ام که بشکافید آن‌چه شکافتنی نیست، در دل سنگ بروید و ترکیب‌ها را جدا کنید. ممنون از زحمات شما و از وقتی که در اختیارم قرار دادید.

مصاحبه‌کننده: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم)
طراح سؤالات: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول) و همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر عارفه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم)
همسفران نمایندگی بیرجند

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .