ای که مرا خواندهای راه نشانم بده.
در شب ظلمانیام، ماه نشانم بده.
یوسف مصری ز چاه، گشت چنان پادشاه.
گر که طریق این بود، چاه نشانم بده.
راهنما؛ چه واژهی قشنگ و دلنشینی! همیشه بهترین خاطرات از معلمانی در ذهن انسان حک میشود که با عشق، صبر و حوصله به او درس میدهند و کنگره۶۰، سرشار از این معلمان با عشق و صبور است که به انسانها درس زندگی و عشق ورزیدن میدهند و هفته راهنما فرصتی است که بتوانیم از زحمات جناب مهندس دژاکام، خانواده محترم ایشان و راهنمایان گرانقدر کنگره۶۰ تقدیر و تشکر کنیم.
من وقتی وارد کنگره شدم، خانم فاطمه راهنمای عزیزم دستم را گرفت و من را به سرزمین عشق و نور هدایت کرد. آنقدر سخنان ایشان برایم دلنشین بود که تمام ناخوشیهای زندگی از یادم رفت. ایشان الفبای زندگی را به من سرمشق کرد؛ حتی خیلی وقتها خانم فاطمه با نگاهش با من حرف میزد و من را به زندگی دلگرم میکرد که در فراز و نشیبهای زندگی امیدوار باشم و با قدرت حرکت کنم. من از راهنمایم یاد گرفتم که جاده زندگی پر از پیچوخم است و ناامیدی و سکون کاری از پیش نمیبرد و در واقع با ورودم به کنگره۶۰، وارد دنیای تازهای شدم. من در پستوی تاریکیها پنهان شده بودم و روزها و لحظههایم را به بیهودگی میگذراندم و هیچوقت فکرش را هم نمیکردم که یک روز مسیر زندگیام به چنین مکان مقدسی بیوفتد و به این آرامش و حال خوبی که الآن دارم، برسم.
اکنون میدانم کنگره۶۰ دری بود که خداوند بعد از صدها درب بسته به روی من باز کرد. حالا که بعد از تجربه این همه تاریکیها و ناامیدیها اجازه خدمت در جایگاه راهنمای تازهواردین به من داده شده، بینهایت، خدا را شکر کرده و از راهنمای عزیزم خانم فاطمه از صمیم قلب تشکر میکنم؛ زیرا بهخاطر زحمات و آموزشهای ایشان بود که من به این جایگاه رسیدم و انشاالله که بتوانم با خدمت صحیح و خالصانه بخشی از زحمات راهنمایم را جبران کنم.
نویسنده: راهنمای تازهواردین همسفر فرشته
ویرایش و ارسال: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دنا شهرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
90