English Version
This Site Is Available In English

راهنمایان کنگره ۶۰ بدون هیچ مزد و مواجبی عاشق هستند

راهنمایان کنگره ۶۰ بدون هیچ مزد و مواجبی عاشق هستند

 

دهمین جلسه از دوره چهل‌‌ و هشتم جلسات آموزشی‌ عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی خمین با استادی راهنمای محترم مسافر حسن نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر مصطفی با دستور جلسه "هفته راهنما" در روز پنج‌شنبه ۳۰ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶ شروع به کار نمود.

سلام دوستان حسن هستم یک مسافر؛

من هم جا داره خداوند بزرگ را شاکر و سپاسگزار باشم که یک روز دیگر در کنگره هستم و عضو کوچکی از خانواده بزرگ کنگره ۶۰ هستم، تشکر می‌کنم از نگهبان و دبیر محترم سپاسگزارم که اداره و مسئولیت جلسه را به من واگذار کردند. هفته هفته قشنگی است و جا داره که ابتدا از خداوند بزرگ سپاسگزار باشیم، سپس از بزرگ کنگره ۶۰ آقای مهندس دژاکام قدردانی کنیم و همچنین خانواده محترمشان که چه علم بزرگ بی‌بدیلی را برای ما گذاشتند و چه بستری را برای ما مهیا کردند که بتوانیم زندگی کنیم و در کنار هم با آرامش و آسایش برسیم، هفته راهنما را به همه راهنماهای سراسر کشور و راهنماهای شعبه خمین قسمت مسافران و همسفران به نوبه خودم تبریک می‌گویم. ماه مبارک رمضان را تبریک می‌گویم؛ که به نحوی ماه رمضان بهار ما بچه کنگره‌ای‌ها می‌باشد، روزی است که زندگی خیلی از ما عوض شد به واسطه علم آقای مهندس.

رهایی‌های شعبه را تبریک عرض می‌کنم به مسافران شعبه و راهنماهای عزیزشون. خوب دو جلسه در مورد هفته راهنما صحبت شد که اگر هفته‌ها و ماه‌ها در مورد این دستور جلسه صحبت کنیم کم است زیرا صحبت از مرگ و زندگی است، صحبت از تاریکی و گرفتاری بود، صحبت از ناامیدی بود و ما به هر دری زدیم درها به رویمان بسته بود ولی چی شد که شخصی که نه من او را می‌شناختم و نه او مرا می‌شناخت آمد و مرا از ظلمت تاریکی بیرون آورد که هیچ دردی بدتر از درد اعتیاد و تاریکی اعتیاد نیست، درد بی‌درمان است من توسط این بزرگان توسط این دلیر مردانی که بی‌منت به انسان‌ها خدمت می‌کنند دست یاری به طرفشان دراز کردم و نجات پیدا کردم. امروز اگر من اینجا هستم مشت نمونه خروار است که من با چه زندگی آشفته‌ای وارد کنگره شدم ورشکسته مالی و روحی و امروز چه اتفاقی افتاده است چه کسی من را نجات داد؟ شخصی به نام راهنما. در مرحله بعد می‌خواهم از یک بعد دیگر این قضیه را بررسی کنم که آقای مهندس در سی دی‌های اخیر خطی به من داد که من مسافر را از این سردرگمی درآورد، ایشان فرمودند: اگر می‌خواهی زندگی کنی و بگذارید دیگران هم زندگی کنند و با آرامش برسید باید برای خودتان هدف تعیین کنید، امروز خیلی از ما بی‌هدف هستیم، مسافران عزیز سفر اولی که می‌آیند و در لژیون می‌نشینند نمی‌دانند چه می‌خواهند ولی در سی دی اخیر آقای مهندس فرمودند هدف و به هدف رسیدن سخت است، سفر سخت است، رنج دارد. بدونه ‌رنج گنج میسر نمی‌شود. به من اعلام کرد اگر می‌خواهی به هدفت برسی باید تلاش کنی، به درون خودم بروم و بندهای خودم را پیدا کنم. در سفر اول بندهای من همان مصرف مواد مخدر بوده، که اگر بخواهم پرواز کنم و رها شوم باید این بندها را از خودم جدا کنم و در سفر دوم به من اعلام کرد که تو بند داری، بندحسد، بندخیر نخواستن برای دیگران، بندبی‌مهری و بی‌محبتی، بند بی‌معرفتی که من باید این‌ها را از خودم جدا کنم و تا این‌ها را جدا نکنم امکان ندارد به هدفی که دارم برسم و در راستای این اهداف تلاش می‌خواهد وقتی در این مسیر قرار می‌گیریم می‌بینیم یکی باید در این مسیر ما را راهنمایی و هدایت کند و آن کسی نیست به جز راهنما، راهنمایان کنگره ۶۰ بدون هیچ مزد و مواجبی عاشق هستند که من را در این مسیر پر پیچ و خم زندگی هدایت کردند راهنمایان راستین. از اینکه به صحبت‌های من توجه کردین سپاسگزارم به افتخار آقای مهندس.  

 

تایپ و ویراستاری مطلب: مسافر میلاد

عکاس و ارائه مطلب: راهنمای محترم مسافر حجت

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .