English Version
This Site Is Available In English

پرورش استاد هدف نهایی کنگره۶۰

پرورش استاد هدف نهایی کنگره۶۰

جلسه چهارم از دوره پنجم جلسات لژیون سردار همسفران باشگاه تیر‌اندازی با کمان کنگره‌۶۰ با استادی همسفر ژیلا، نگهبانی پهلوان همسفر نگار و دبیری همسفر مرضیه با دستورجلسه «هفته‌ راهنمایان (DST،تازه‌واردین،ویلیام،جونز،ورزش،موسیقی)» روز پنج‌شنبه ۳۰ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۰:۳۰ در باشگاه کمان برگزار شد.

خوشحالم که در بین شما عزیزان هستم. خداوند را شاکرم که در این هفته بسیار مبارک، در نمایندگی تختی و در ورزشگاه پرانرژیمان، مهمان شما عزیزان هستم و در جلسه‌ای که به نام استاد سردار مزین شده است، مشغول خدمت و آموزش هستیم. در ابتدا ادای احترام می‌کنم به اولین راهنمای زندگیمان، مهندس حسین دژاکام و خانواده محترم ایشان که معماران آموزش در این مسیر نورانی برای همه ما عزیزان بوده‌اند.

مهندس حسین دژاکام در واقع خالق تفکر درمان هستند و این نگرش را به ما آموزش دادند و دکتر امین دژاکام با آن نگاه منظم و علمیشان به جهان‌بینی، نگاه ما را نور بخشیدند. آموزش دادند که ما چگونه به جهان نگاه کنیم؛ در واقع علم زیستن را فرا گرفتیم. به خانم آنی بزرگ، اولین راهنمای همسفران کنگره۶۰، درود می‌فرستم؛ ان‌شاءالله که سلامت باشند.

راهنمای عزیزم خانم آنی کماندار هستند که با استمرارشان در قسمت همسفران و با دقتی که دارند، همه ما را روانه خدمت کردند و در حال آموزش دادن به ما هستند و خانم شانی عزیزم که در واقع نقش مکمل‌ها را در زندگی‌ام از ایشان آموختم و به همه راهنماهای عزیز کنگره۶۰ که هر کدامشان به نوعی در زندگی ما تأثیر داشتند؛ چه در زمینه لژیون ورزشی، چه لژیون تغذیه سالم، موسیقی و متد DST و راهنمای DST که از آن‌ها آموزش می‌گیریم و در حال فراگیری هستیم.

به همه این عزیزان و به رهجوهایشان این هفته را تبریک می‌گویم و امیدوار هستم که بتوانیم در این جایگاه درک بیشتری از مطلب داشته باشیم و حقایق بیشتری برای ما روشن شود. من می‌خواستم قبل از این‌ که صحبت کنم، در جزوه راهنما و راهنمایی تعریف روشنی از راهنما داریم که می‌گوید راهنما کسی است که راه را نشان می‌دهد؛ البته این صورت قضیه است. من داشتم فکر می‌کردم که به عنوان یک راهنما چه می‌توانم بگویم در برابر این پیشکسوت‌هایی که اینجا حضور دارند تا حق مطلب ادا شود.

مسئله‌ایی که به نظرم آمد، صورپنهان این جایگاه است و این‌که برای یک راهنما چه اتفاقاتی در درونش می‌افتد و چه چیزی به او بخشیده می‌شود تا بتواند در این جایگاه قرار بگیرد. مسئله‌ایی که مهم است این است که ما می‌دانیم در کنگره همه با تخریب وارد درمان می‌شوند و همه ما با دنیایی از یأس و ناامیدی آمدیم.

  امروز اگر جایگاهی وجود دارد که در آن خدمت می‌کنیم، به واسطه گذر از یک‌سری گذرگاه‌ها بوده است. در واقع، راهنما کسی است که بین دو جهان ایستاده؛ از نظر من، جهانی که رهجو از تاریکی وارد آن می‌شود و در سوی دیگر، راهنما به صورت یک مبدل ایستاده و او را به جهان تعادل و نور هدایت می‌کند. جایی که راهنما می‌ایستد، به نظر من در واقع همان مرحله‌ای است که شناخت و معرفت به او عارض شده است.

باید بدانیم که در آن جایگاه، گذرگاه‌های سختی هم وجود داشته است که با توجه به سخنان استاد امین، راهنما را تشبیه می‌کنند به یک ژنراتور یا یک مبدل که می‌تواند قدرت ابدال را در افراد ایجاد کند و این مهم‌ترین خاصیت یک راهنماست.
آن جایگاهی که راهنما در آن قرار دارد و باید آن را فرا گرفت و معرفتش را پیدا کرد، مسئله‌ایی است که من خودم شخصاً سال‌هاست درگیرش هستم.

وقتی به صورپنهان یک راهنما می‌رسیم، دیگر این‌که تنها راه را نشان می‌دهد برای من کافی نیست. من به‌ عنوان یک راهنما باید بدانم که قاموس یک راهنما؛ یعنی جهان‌بینی‌اش و جهت فکری‌اش، تعریف مشخصی دارد. مثلاً یک راهنما در قدرتش دنبال نشان دادن، شو و نمایش نیست؛ در واقع تسلط بر خویشتن در یک راهنما خیلی مهم است. این که اگر حرکتی می‌کند و خدمتی انجام می‌دهد، در خدمتش خیر جمعی برایش مدنظر باشد.

افراد را به رهایی رساندن و آن‌ها را در تعادل دیدن برایش مهم است. اگر محبت می‌کند، محبتش از روی آگاهی است و این محبت شاید در جایی رهجو را به چالش ببرد؛ اما در سوی دیگر، در واقع محبتی نهادینه‌ شده است. تعریفی که از راهنما می‌شود کرد، به هر حال بسیار عمیق است و من هرچه فکر می‌کنم، کمتر به نتیجه می‌رسم.

مسئله مهمی که می‌خواستم راجع به آن بگویم، در کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» مهندس دژاکام به «فَكُّ رَقَبَةٍ» اشاره می‌کند. ایشان می‌گویند عبور از گذرگاه‌های سخت. افتخار این را داشتم که دو دوره راهنمایی را طی کردم، می‌گویم در دوره چهار سال دوم هم می‌خواهم طوری راهنما باشم که بچه‌ها را بیشتر با درونشان آشنا کنم؛ زیرا در چهار سال اول یادم نمی‌آید چه گذشت، با اینکه بسیار تلاش کردم. اتفاقی که می‌افتد در راهنمایی این است که رهجو با اصل پذیرش؛ یعنی این که باید راهنمای خود را بپذیرد، حرکت کن و بعد وارد این مسیر می‌شود. اگر رهجویی راهنما نداشته باشد، به هیچ عنوان نمی‌تواند در این مسیر موفق باشد و عمل کند.

در فضای نمایندگی تختی، جلوه راهنمایی را به شکل خیلی زیباتری می‌بینیم. وقتی من به‌عنوان یک تازه‌وارد وارد نمایندگی تختی می‌شوم، مشاهده می‌کنم که راهنما چگونه رهجوی خود را رصد می‌کند. حتی وقتی رهجو روی خط آتش است، شاید ظاهرش را ببیند و نشان دهد که دستت را این‌طور بگیر، یا هدف برای تو سیبل نباشد و به مرکز توجه نکن، استایل خودت را درست کن. تمام این‌ مطالب وقتی در گفته راهنما دیده می‌شود. وقتی تیر را رها می‌کنی، به نوعی انرژی‌های درونی تو آزاد می‌شوند؛ اما راهنما همچنان به درون تو فکر می‌کند.

من این را در همه راهنمایان پرعشق نمایندگی تیروکمان دیده‌ام و از راهنمای خوبم همسفر فخری، هم تشکر می‌کنم که مرا همیشه به چالش می‌کشد تا بتوانم به‌ عنوان یک تیرانداز، قهرمان درون خود را پیدا کنم. یک رهجو وقتی وارد این مسیر می‌شود، شاید در ابتدا هدفش این باشد که روزی تیرانداز ماهری شود و تجهیزات کاملی داشته باشد؛ اما مهم‌تر از هر چیزی، پیدا کردن درون خود است؛ همان جایی که رهجو بتواند خود را در آن موقعیت بالانس کند و وقتی از درون و آرامش رسید، هدف را با نهایت دقت در نظر بگیرد.

در نهایت، راهنمایی واقعاً مسئولیتی که رهجو باید بداند یک روزی خودش به عنوان کسی که راهنما می‌شود، آن را بر عهده خواهد گرفت. هدف کنگره۶۰ پرورش استاد است؛ همان‌طور که مهندس حسین دژاکام می‌گویند راه راهنمای خود را ادامه دهید. در یک مقطعی ماندن به‌ عنوان یک رهجو کافی نیست؛ زیرا مهم‌ترین مرحله آموزشی انسان دوره‌ای است که راهنما می‌شود.

در کنگره۶۰، راهنمایی به هر کسی داده نمی‌شود، مگر این‌که گذرگاه را با دستی که از راهنمایش گرفته، با عشق و همراه راهنمایش سپری کند تا بتواند در واقع آن تبدیل را در خود احساس کند. در نهایت، اصل پرورش در کنگره، پرورش استاد است. یک راهنما رهجوی خود را زمانی که در بهترین حالت می‌تواند تصور کند که متعادل باشد، استقلال داشته باشد، احساسی برخورد نکند و عملکرد مستقلی داشته باشد، می‌بیند. این بهترین نقطه‌ای است که یک راهنما می‌تواند در مورد خود به آن برسد و امیدوارم رهجوها نیز بتوانند به آن درجه برسند.

تایپ، ویرایش و ارسال: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر فاطمه(لژیون دوم)
عکاس: همسفر اسراء رهجوی راهنما همسفر زینب(لژیون اول)
همسفران خانم باشگاه تیروکمان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .