من با ناامیدی به کنگره آمدم؛ زیرا مطمئن بودم زندگیام به آخر خط رسیده است. مدام با خود تکرار میکردم: چرا زندگی من اینگونه شد؟ آیا من این زندگی را خواسته بودم؟چرا در انتخاب خود بیشتر دقت نکردم؟ این افکار منفی اجازه نمیداد از زندگی لذت ببرم، من در خود نقصی نمیدیدم و در نظر من تمام مشکلات و نقصها اعتیاد همسرم بود. اعتیاد بهانه شروع بحث و جدلهای ما در خانه بود. مصرف تریاک او بعد از تولد فرزندمان تبدیل به شیشه شده بود. با دیدن شیشه تمام وجودم را ترس فرا گرفت و دنیا برای من تیره و تار شد. خود را تنهای تنها میدیدم و رویاهایی که در سر داشتم تبدیل به کابوس شده بود.
سالها با اعتیاد همسرم جنگیدم و پسرم را با تنشهایی که داشتیم بزرگ کردم. مریضی پسرم از یک سو و اعتیاد همسرم از سوی دیگر منرا به شدت تحت فشار قرار داده بود. بارها تصمیم به جدایی گرفتم اما نمیتوانستم، چون به او علاقه داشتم و انتخاب خود من بود؛ پس باید زندگیام را دوباره میساختم. تنها چیزی که باعث شد من بتوانم به زندگی خود ادامه بدهم محبت بود.
با همسرم صحبت کردم که برای درمان خود اقدامی بکند و او با کمال میل پذیرفت. با یکدیگر شروع به پرسوجو کردیم، تا اینکه یک جوان، کنگره۶۰ را به ما معرفی کرد. وقتی وارد این مکان شدیم، خوشحالی و شعف را در وجودم احساس میکردم و انرژی بالای افراد حاضر در این مکان باعث شد من جذب شوم. ما تحت آموزش قرار گرفتیم؛ تاثیرگذارترین آموزش برای من کتاب ۱۴مقاله بود. پذیرفته بودم که برای رسیدن به حال خوش نیازمند زمان هستیم.
در مسیر درمان که قرار گرفتیم متوجه نقصهای خود شدم و برای برطرف کردن آنها تلاش میکردم. با آموزشها متوجه میشدم وقتی حال من دگرگون است مشکل از کجا است. در کنگره۶۰ آموختم زندگی چیست و من از آن چه چیزی میخواهم. مسافرم درمان شد و به رهایی رسید. او بعد از رهایی از این مکان فاصله گرفت و این حال منرا دگرگون میکرد. شاید بارها ناامیدی به سراغم آمد؛ اما هیچوقت به زبان نیاوردم که چرا مسافرم نمیآید و من باید تنهایی ادامه بدهم؟ اینجا زمان آن فرا رسیده بود که من آموزشهایی که دیده بودم را کاربردی کنم؛ بنابراین توانستم از سختیهای زیادی عبور کنم.
آموختم سختیها و مشکلات لعنت خداوند نیستند، بلکه رحمت خداوند و برای ساخته شدن و رشد انسانها هستند. آموختم برای رسیدن به خواستههای خود بایستی تلاش کنم؛ اگر رسیدم که از رسیدن به آنها لذت میبرم و اگر نرسیدم از تلاشی که برای هدفهایم کردهام لذت میبرم. آقای مهندس دژاکام میفرمایند: نتیجه مهم نیست، مهم تلاش کردن است و این تلاش محفوظ میماند. خداراشکر میکنم که با کنگره۶۰ آشنا شدم و این محبت بدون توقع است که باعث ماندگاری ما در این مکانمقدس میشود.
نویسنده: راهنمای تازه واردین همسفر الهام
عکاس: همسفر الهه رهجوی همسفر نسرین (لژیون دهم)
ویراستاری: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر نورا (لژیون هفتم) دبیر سایت
ارسال: همسفر مائده رهجوی راهنما همسفر فرنگیس (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ابنسینا
- تعداد بازدید از این مطلب :
1081