English Version
This Site Is Available In English

راهنماها به نفس مطمئنه رسیدند

راهنماها به نفس مطمئنه رسیدند

ششمین جلسه از دور ششم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی بروجن ویژه مسافران و همسفران با استادی راهنمای محترم مسافر سجاد و نگهبانی مسافر محمد و دبیری  مسافر مهدی با دستور جلسه «هفته راهنما» روز پنج‌شنبه 30 بهمن ١۴٠۴ ساعت 16:00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان سجاد هستم یک مسافر. 

هفته راهنما را خدمت تمامی راهنمایان، مخصوصاً اولین راهنما و استاد کنگره‌۶۰ آقای مهندس‌دژاکام، خانواده‌شان، آقای امین و راهنمای عزیزم آقای کامران، خدمت تک‌تک راهنمایان سراسر کشور و نمایندگی بروجن، خدمت راهنمایان DST، راهنمایان تازه‌واردین، راهنمایان درمان نیکوتین و راهنمایان جونز (تغذیه سالم) خیلی تبریک می‌گویم و برایشان آرزوی موفقیت می‌کنم. یک تعریفی که در درجه اول ما بعد از اعتیاد باید داشته باشیم این است که اعتیاد از پیوند بین انسان و مواد مخدر تشکیل می‌شود و این‌که وقتی برای درمان اعتیاد وارد کنگره می‌شویم در جلسات تازه‌واردین یک مثلث درمانی را برای ما توضیح می‌دهند که از جسم، جهان‌بینی و روان تشکیل شده‌است؛ ​اما راهنمایانی که کلاً در قضیه درمان یا ترک اعتیاد در سطح کشور فعال هستند دو دسته‌اند:

۱. پزشکان و کلینیک‌هایی که به صورت آکادمیک تحصیل کرده‌اند. 

۲. کسانی که به صورت تجربی در این کار دارند دخالت می‌کنند و راهنمایی می‌کنند.

اما ما برای درمان اعتیاد نیاز به یک راه، روش، متد درست و همین‌طور علم، آگاهی و دانش داریم.

این علم، آگاهی و دانش در کنار تجربه‌ای که یک شخص مصرف‌کننده خودش دارد، در کنگره وجود دارد. برای این‌که یک شخصی به درجه راهنمایی نائل و راهنما شود، اولین شرط این است که خودش مصرف‌کننده مواد مخدر بوده باشد که این شرط در آن موردِ اول که عرض کردم (پزشکان و کسانی که در کلینیک‌ها فعالیت می‌کنند) وجود ندارد؛ هیچ اطلاعی از اعتیاد ندارند و صرفاً چون یک شخص وابسته به اعتیاد است، می‌آیند و با روش‌های اشتباه دیگر می‌خواهند حالا به قولی از توی چاله درش بیاورند؛ در صورتی که اتفاق‌های خیلی بدتری می‌افتد. بنابراین اولین شرط و نشانه‌اش این است که خودش قبلاً مصرف‌کننده بوده باشد، با همین روش در کنگره به درمان قطعی اعتیاد رسیده باشد و بعد در آزمونی‌ها و امتحان‌هایی که گرفته می‌شود شرکت کند و یک سری تاییدیه‌هایی به او داده می‌شود. 

​کسانی که راهنمای درمان اعتیاد در کنگره هستند حتما باید به چهار چیز اشراف داشته باشند:

۱. شناخت سیستم ایکس و راه‌اندازی آن

۲. شناخت انسان؛ چون قضیه جهان‌بینی است حتماً باید یک شناخت مختصری نسبت به انسان و نیروهایی که در این قضیه با آن سر و کار داریم داشته باشند.

۳. شناخت مواد مخدر و اثرات آن؛ یعنی باید بداند که تریاک، هروئین، شیشه یا هر ماده مخدر دیگری چه اثراتی روی سیستم و جهان‌بینی انسان می‌گذارد.

۴. شناخت و آشنایی نسبت به روش DST و پروتکلی که ما اینجا به عنوان راه و روش درمان اعتیاد داریم.

​شخصی که به درجه راهنمایی می‌رسد حتماً باید به این چهار مورد شناخت داشته باشد؛ولی یک چیزی که خیلی تعیین‌کننده است و من فکر می‌کنم این‌ها لازم‌اند و باید باشند؛ ولی کافی نیستند، راهنما اگر تمام این‌ها را بداند اما مسلح به سلاح عشق و محبت نباشد قدم از قدم در کنگره برنخواهد داشت.

یک شخصی که راهنما می‌شود طرف حسابش دیگر رهجو و انسان‌ها نیستند؛ درست است دارد به انسان‌ها خدمت می‌کند ولی حقیقتاً دیگر طرف حسابش، انسان‌ها نیستند که بخواهد از انسان‌های دیگر انتظاری داشته باشد، یک راهنما به هیچ عنوان نیاز به پاکت یا نیاز به سپاس‌گزاری ندارد. ما در یک چنین روزی خدمت راهنمایمان می‌رسیم؛ همان‌طور که بنده خدمت راهنمایم رسیدم  و تبریک گفتم؛ اما چه نیازی است که بعد از ۸ سال، ۹ سال ما دوباره... ما که دیگر درمان شدیم، ما که ۹ سال است دیگر مواد مصرف نکردیم، ما که دیگر مواد برایمان... 

واقعاً راهنماها و عزیزان حالا خدمتگزار در قضیه درمان اعتیاد به نفس مطمئنه در این قضیه رسیدند. دیگر مواد برایشان، آن تریاک با قارا دیگر هیچ فرقی نمی‌کند؛ ولی چرا ما هنوز خدمت راهنماهایمان می‌رسیم، تشکر و قدردانی می‌کنیم؟ من فکر می‌کنم این اولاً به خاطر این است که من یادم نرود روز اول با چه حال و روزی وارد کنگره شدم، با چه تخریب بالایی، با چه ناامیدی، با چه حال خرابی!. به واسطه مصرف مواد مخدر، به واسطه آن جهان‌بینی افیونی که داشتم تمام حس‌های من بسته بود، تمامِ زندگی من تحت‌الشعاع آن مواد مخدر بود.

​خانواده‌ام، پدرم، مادرم، اطرافیانم همه از من قطع امید کرده بودند. هیچ‌کس فکر نمی‌کرد که من یک روزی بتوانم بدون مواد مخدر زندگی کنم چه برسد به این‌که بخواهم به بقیه کمک کنم یا در جایگاه راهنمایی قرار بگیرم؛ اما یک نفر به نام راهنما بدون هیچ چشم‌داشتی با آغوش باز من را پذیرفت، وقت گذاشت، انرژی گذاشت، با عشق و محبتش به من یاد داد که چطور خودم را پیدا کنم، چطور با مشکلاتم روبرو شوم و چطور به درمان برسم.

اینکه ما امروز می‌آییم و از راهنمایمان تشکر می‌کنیم، برای این است که یادمان نرود از کجا به کجا رسیدیم. این سپاس‌گزاری در واقع برای خودِ ماست تا آن پیوند محبت بین ما و کنگره و راهنما قطع نشود. راهنما نیازی به این پاکت‌ها ندارد؛ اما ما نیاز داریم که بخشندگی و قدردانی را یاد بگیریم. ممنون که به صحبت‌های من گوش دادید.

در ادامه، اولین افطاری ماه مبارک رمضان به روایت تصویر 

تایپ: مسافر دانیال (لژیون دوم)
عکاس: مرزبان‌ خبری مسافر مصطفی 
ویرایش و تنظیم خبر: مسافر کرامت (مسئول سایت) 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .