دهمین جلسه از دور سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی اسلامشهر با استادی ایجنت محترم مسافر اسماعیل، نگهبانی راهنمای محترم مسافر پویان و دبیری راهنمای محترم مسافر اسماعیل با دستور جلسه "هفته راهنما" روز چهارشنبه ۲۹ بهمن ماه ۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۶ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان اسماعیل هستم یک مسافر، امیدوارم که حال همه شما عزیزان خوب باشد و امروز بتوانیم با شور و انرژی و با مشارکت همدیگر جلسه و جشن خوبی را برگزار کنیم، جشن امروز برای گرامیداشت مقام راهنما است و بایستی هر چه با شکوهتر و پربارتر برگزار شود، هفته راهنما را به آقای مهندس، همه راهنماهای کنگره ۶۰ و همچنین به راهنماهای شعبه اسلامشهر تبریک عرض میکنم و این جشن بر همه ما مبارک باشد، من از خیابانی رد میشدم که یک مصرف کننده را دیدم که در حال زباله گردی بود آنجا خدا را شکر کردم که من از مصرف مواد مخدر به درمان و سلامتی رسیدم، بعد از اندکی فکر کردن در مورد این صحنه با خود گفتم: اگر کنگره ۶۰ نبود من هم میتوانستم الان در این وضعیت باشم، در این مواقع یاد این جمله میافتم که چه کسی تو را عبور داد از آن گذرگاه سخت، یک نفر بود که من را از این گذرگاه سخت عبور داد و به نظر من گذرگاه اعتیاد تاریکترین و سختترین گذرگاه است، زمان مصرف مواد مخدر در قعر تاریکی هستی و هیچ روشنایی وجود ندارد، اما چه کسی آمد و دست من را گرفت و از این گذرگاه عبور داد؟ در این لحظات اولین تصویری که در ذهنم نقش میبندد، تصویر راهنمایم است، راهنما با تمام گرفتاری در کار و زندگی خود وقت میگذارد تا رهجو به رهایی و درمان برسد، کسانی مانند: آقای مهندس، دیدهبان محترم آقای صداقت، آقای خدامی و سایر دیدهبانان و راهنمایان محترم که سالهای سال در کنگره ۶۰ در حال خدمت کردن هستند، همه این عزیزان راهنما میباشند و ما بایستی قدردان آنها باشیم.



ما باید بدانیم چه کسانی دست ما را گرفتهاند تا ما را از تاریکی بیرون بیاورند، باید همیشه قدردان و قدرشناس باشیم، یک سری از افراد در سفر اول با درست سفر کردن قدردان راهنمای خود هستند، سفر کردن تنها دارو خوردن نیست در واقع بایستی همراه با درمان جسم، ضلع روان و جهانبینی نیز ارتقاء یابد، کارهایی مانند: سی دی نوشتن و حضور در جلسات و لژیون نباید از روی رفع تکلیف و اجبار باشد، زیرا کسی که در سفر اول ضلع روان و جهانبینی در او رشد نکند در سفر دوم به مشکل برخورد خواهد کرد، درمان و حال خوب تنها با خوردن دارو به دست نمیآید، ممکن است که چند لحظهای حالتان خوب باشد اما دائمی نیست، آقای مهندس به ما یاد دادهاند که جهانبینی یعنی در لحظه زندگی کردن و در لحظه تصمیم گرفتن، وقتی ما نتوانیم در لحظه تصمیم درست را بگیریم یعنی جهانبینی ما رشد نکرده است به همین دلیل مسئله جهانبینی در کنگره ۶۰ بسیار مهم و با اهمیت است، بعضی از افراد در سفر دوم با خدمت کردن این قدردانی از راهنما را نشان میدهند و کسانی هم هستند که در سفر دوم میآیند و راهنما میشوند و به نظر من رهجویی که تلاش نکند و راهنما نشود قدر راهنمای خود را ندانسته است، یعنی بایستی آنقدر تلاش کند تا راهنما شود و آنوقت میشود گفت: که قدردان زحمات راهنمای خود بوده است.
در آخر از همه راهنمایانی که پایه و اساس شعبه اسلامشهر بودهاند سپاسگزارم و از عزیزانی که امروز به عنوان راهنما در حال خدمت کردن در این شعبه هستند و همکاری لازم را با مرزبانی و سایر خدمتگزاران را دارند تشکر میکنم و امیدوارم برکات این خدمت در زندگی این عزیزان ساری و جاری باشد. از اینکه با سکوت خود به صحبتهای من توجه کردید از شما سپاسگزارم.

متن: مسافر بهزاد
عکس و ارسال: مسافر محسن
- تعداد بازدید از این مطلب :
32