چهارمین جلسه از دوره ششم جلسات لژیون سردار نمایندگی اسبیکو، به استادی پهلوان محترم مسافر رضا، نگهبانی همسفر فرشاد، دبیری مسافر حسین و خزانهداری مسافر همایون با دستور جلسه (هفته راهنما) در روز پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۴:۳۰ شروع به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان رضا هستم یک مسافر.
خوشحالم که امروز هم در خدمت شما عزیزان هستم. از نگهبان، دبیر و خزانهدار محترم سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند. انشاءالله بتوانیم جلسه خوبی داشته باشیم.
خدا را شکر که لژیون سردار حرکت خود را در نمایندگی خرمآباد بهخوبی انجام میدهد، هرچند این حرکت کمی کند بوده است. خزانهدار محترم فرمودند که تا به حال حدود یکسوم از تعهدات پرداخت شده، که البته رقم قابلتوجهی نیست؛ یعنی هنوز دوسوم از تعهدات ما باقی مانده است.
در گذشته، برای پرداخت تعهدات تا ابتدای فصل بهار فرصت بود، اما طی چند سال اخیر جناب مهندس فرصت بیشتری در اختیار عزیزان قرار دادهاند تا بتوانند تعهدات خود را تکمیل کنند. با اینحال بهتر است ما پرداخت تعهداتمان را به تأخیر نیندازیم و هرچه زودتر انجام دهیم.
دستور جلسه این هفته، «هفتهی راهنما» است. باید بگویم که راهنما در این مسیر نقش بسیار مهمی دارد. اینکه رهجو در چه سطحی از رشد و درک قرار دارد، چه میزان از آموزشهای کنگره را دریافت کرده و چه ارتباطی میان راهنما و رهجو برقرار است، همگی نشان میدهد که یک مثلث در کار است: یک ضلع آن رهجو، ضلع دیگر راهنما و ضلع سوم مطالب و آموزشهایی است که بین این دو رد و بدل میشود. زمانی که این سه ضلع متناسب و همراستا باشند، رهجو میتواند رشد کند و در مسیر خدمت قرار گیرد؛ و در واقع این خدمت، خدمتی به خودش است.
اگر از اعضای قدیمی بپرسید، خواهید شنید که کسانی که توان مالی داشتند ولی کمک نکردند، رشد لازم را در کنگره تجربه نکردند و حتی برخی دچار مشکلاتی شدند. بنابراین اگر میخواهیم در کنگره رشد کنیم، نمیتوانیم نقش راهنما را نادیده بگیریم. راهنمای قوی، رهجوهای قوی تربیت میکند.
راهنما در حقیقت موتور محرک کنگره ۶۰ است. میوههای یک درخت نشان میدهند که آن درخت چه کیفیتی دارد؛ اگر میوههایش شیرین و مفید باشند، معرف خود درختاند. وقتی به یک انسان نگاه میکنیم باید ببینیم چه خیری برای دیگران دارد. اگر فردی ده سال است راهنماست، اما هنوز هیچیک از رهجوهایش مرزبان یا دنور نشدهاند، شاید آن درخت، پرثمر نیست و حتی ممکن است بیمار باشد. از سوی دیگر رهجوها نیز یکسان نیستند. بعضی با شوق و انگیزهی بیشتر حرکت میکنند، به مقام مرزبانی میرسند یا در لژیون سردار حضور فعالی دارند و همین باعث رشد شخصیشان میشود.
شخصاً هیچگاه برای ساختمان کنگره کمک مالی نکردم تا فقط کاری انجام داده باشم؛ هدفم همیشه کمک به خودم بوده است. اکنون بخش اندکی از کار ساختمان باقی مانده و موجودی حساب نیز کاهش یافته، بنابراین لازم است تعهدات خود را ادا کنیم تا کار به سرانجام برسد — و این خود، نوعی رشد درونی است.
این روزها ماه مبارک رمضان است و همه میدانیم که قیمت اجناس تا چه حد بالا رفته. مثلاً قیمت یک کیسه برنج شاید دو تا سه میلیون تومان باشد؛ بنابراین کمکهای پانصدهزار تومانی دیگر کافی نیست و کسانی که توان مالی بیشتری دارند، بهتر است سهم بیشتری مشارکت کنند.
زیبایی کنگره در این است که قرار نیست همه یک مبلغ مشخص بپردازند؛ جذابیت این بزم محبت در تفاوت سهمهاست — یکی ممکن است پانصد هزار تومان بدهد و دیگری سی میلیون — اما نیت و عشق همه یکی است.
باید تفکر «دیگران کمک میکنند، پس من لازم نیست» را از ذهن خود بیرون کنیم. هیچکس کاری ندارد که ما چقدر کمک کردهایم، اما اگر این طرز فکر در ما باشد، بعید است از بند اعتیاد آزاد شویم یا مشکلاتمان حل شود.
مهمترین جهانبینی این است که بتوانیم به فرمان عقل برسیم و ذهن «زرنگبازی» را کنار بگذاریم. خدا را شکر در کنگره ما چنین تفکری کمتر دیده میشود، اما باید بدانیم این طرز فکر خیلیها را گرفتار کرده است. هیچ کاری در سیستم هستی و کائنات پنهان نمیماند.
بیایید تمام تلاش خود را بکنیم تا این ماه رمضان را نیز بهخوبی پشت سر بگذاریم. خوشبختانه دوستان همیشه آنقدر قوی بودهاند که هر سال مازاد هم داشتهایم؛ انشاءالله امسال نیز همینگونه خواهد بود. از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، صمیمانه سپاسگزارم.
تایپ: مسافر رضا
عکس، ویرایش و ارسال: مسافر امیر لژیون ششم
- تعداد بازدید از این مطلب :
309