«به نام قدرت مطلق»
در قرآن کریم آمده است که خداوند جسم انسان را از خاک آفرید و جان او را از شعلههای آتش. این بیان، نگاهی عمیق به ساختار وجود انسان به ما میدهد؛ نگاهی که نشان میدهد تمامی عناصری که در خاک وجود دارد، در وجود انسان نیز نهفته است. نهتنها انسان، بلکه همه موجودات زنده، از حیوانات گرفته تا گیاهان، از همین عناصر شکل گرفتهاند و در یک نظام واحد و هماهنگ قرار دارند.
بر این اساس، ما اعتقاد داریم انسان تنها یک موجود جسمانی نیست، بلکه دارای ابعاد گوناگون است؛ جسم و جان، جسم و روح، روح و روان، یا جسم و نفس. هرکدام از این تعابیر، به بخشی از حقیقت وجود انسان اشاره دارد. آنچه برای ما محسوس است، جسم است؛ اما بخش عظیمی از وجود انسان در قلمرویی قرار دارد که از جنس ماده نیست و با چشم ظاهری دیده نمیشود.
یکی از بارزترین جلوههای این عوالم پنهان، خواب است. خواب، نمونهای روشن از جدا شدن موقت انسان از محدودیتهای جسمانی و ورود به دنیایی دیگر است. ما در خواب چیزهایی را میبینیم، تجربه میکنیم و درک میکنیم که در بیداری امکان آن وجود ندارد. این خود نشاندهنده آن است که جهان، تنها به آنچه ما با حواس پنجگانه درک میکنیم محدود نمیشود.
درک این جهانها، ابزار خاص خود را میطلبد. وسیله دریافت ما برای فهم این عوالم، حس است؛ حسی فراتر از دیدن و شنیدن ظاهری. در قرآن به وجود هفت آسمان اشاره شده است؛ آسمانهایی که حیات در آنها به شکلها و مراتب گوناگون جریان دارد. پیامبران الهی، حامل پیام و آگاهی از همین عوالم بودهاند و اطلاعاتی را از آن جهانها به بشر منتقل کردهاند تا مسیر رشد و تکامل انسان روشنتر شود.
جهانهایی وجود دارند که از نظر آگاهی و تکامل، از ما پیشرفتهترند و جهانهایی نیز هستند که در مراتب پایینتری قرار دارند. با توجه به وجود این عوالم گوناگون، انسان نیز بالقوه توانایی ارتباط با آنها را دارد؛ اما نه با این وضعیت جسمانی و نه بدون آمادگی. ورود به این عوالم، نیازمند ظرفیت است؛ ظرفیتی که بهتدریج و از مسیر درست ایجاد میشود.
خواب خود به دو بخش تقسیم میشود؛ خواب ارادی و خواب غیرارادی. خواب غیرارادی همان حالتی است که همه انسانها تجربه میکنند، اما خواب ارادی از ویژگیهای علمای ذوقی و انسانهای تزکیهشده است؛ افرادی که با پالایش درونی و افزایش ظرفیت، توانایی ورود آگاهانه به این عوالم را پیدا میکنند.
مشکل از جایی آغاز میشود که برخی انسانها بدون داشتن ظرفیت لازم، میخواهند به این جهانها وارد شوند و برای این کار به مواد مخدر و محرکها پناه میبرند. این مسیر نهتنها انسان را به آگاهی نمیرساند، بلکه او را دچار توهم، بیماریهای روانی و آشفتگیهای شدید میکند. زیرا ورود به عوالم بالا بدون تزکیه، مانند وارد شدن به جادهای خطرناک بدون ابزار و آمادگی است.
در مسیر تزکیه، ما موظفیم هم به جسم خود توجه کنیم و هم به جان و روان خود. جسم ما محل سکونت ماست؛ خانهای که در آن زندگی میکنیم. این جسم، خودِ ما نیست، بلکه وسیله حرکت ما در این دنیاست؛ همانند یک ماشین که اگر سالم نباشد، امکان ادامه مسیر را از انسان میگیرد. بنابراین نگهداری از جسم، یک وظیفه الهی و عقلانی است.
در کنار آن، باید به روح و روان خود نیز رسیدگی کنیم. زمانی که مسائل منفی، بندها و وابستگیهای نادرست از وجود انسان زدوده میشود، انسان به مرحلهای میرسد که عشق را درک میکند. عشق، نیرویی است که مسیر را هموار میکند و حرکت را معنا میبخشد. اما رسیدن به عشق، آسان نیست؛ این اتفاق زمانی رخ میدهد که آخرین بند منفی از وجود انسان گشوده شود.
پس از باز شدن این بندها، مسیر برای دریافتها و خواستههای درست فراهم میشود. در این مرحله، آنچه در ذهن انسان شکل میگیرد، قابلیت تحقق پیدا میکند؛ به شرط آنکه هدف مشخص باشد و اسباب آن فراهم شود. هیچ پدیدهای در جهان بدون علت و مقدمه بهدست نمیآید.
در بعد زمینی نیز، حرکت انسان مانند یک سفر است. سفری که نیاز به صبر، حوصله و مرحلهبهمرحله پیش رفتن دارد. هیچ مانعی یکباره برداشته نمیشود و هیچ چیزی بهصورت رایگان به انسان داده نمیشود. این قانون حیات است و توجه به آن، نقش مهمی در رشد انسان دارد.
در نهایت، یکی از مهمترین وظایف ما، کمک به دیگر انسانها بدون درگیری و تنش است؛ همانگونه که در کنگره ۶۰ شاهد آن هستیم. کمکی آگاهانه، آرام و بر پایه آموزش. در ارتباط با انسانها و مواجهه با مسائل زندگی، باید از حس خود برای سنجیدن استفاده کنیم؛ حسی که اگر بهدرستی پرورش یابد، بهترین راهنما در مسیر زندگی خواهد بود.
تایپمتن: مسافرعلیاصغر
ویرایشوبارگزاری: مسافروحید
عکس: مسافرعلی
- تعداد بازدید از این مطلب :
4419