برداشت همسفر فائقه از سیدی لنگر کشتی را بکشید:
در ابتدا آقای مهندس اشاره به تفکر و تجزیه تحلیل در روابط انسانها دارند که به این معناست که حرفهای اطرافیان را بدون تفکر نپذیریم و در بخشی از صحبت ایشان یک کارخانه را مثال زدند که قرار است یک مدیر داشته باشد. درحالی که این کارخانه دچار بحران شدیدی شده؛ برای مثال تمامی ماشین آلات نیاز به تعمیر دارند و کارگران مدت طولانی حق و حقوق خود را دریافت نکردهاند. کسی که مدیریت این کارخانه را به عهده گرفته است میبایست مدیریت بحران را به خوبی بداند.
در واقع افرادی که وارد کنگره ۶۰، میشوند دچار عدم تعادل و بحران هستند و فردی که این افراد را راهنمایی میکند، در واقع مدیریت بحران را به عهده گرفته است و البته هر فردی باید در جهت رفع عدم تعادل خویش کوشا باشد که این مورد هم در واقع مدیریت بحران محسوب میگردد. در واقع انسانها نقش کلیدی در از بین بردن بحرانهای زندگی خود دارند که یکی از این بحرانها میتواند درگیر شدن با مواد مخدر باشد و انسانها تا زمانی که در حال حرکت باشند و پویایی داشته باشند به سمت سازندگی پیش خواهند رفت؛ اما اگر بی حرکت بمانند مثل آب راکد میشوند.
گاهی اوقات شخص میداند که باید حرکت کند اما در میان آبهای پر تلاطم اسیر میشود و اینجاست که فرد دچار بحران میشود؛ مثل یک فرد مصرف کنندهای که خواهان ترک و عدم مصرف مواد است، اما افکار منفی مانعی برای وی هستند و اینجاست که باید از نیروهای درون خود یاری بگیرد و اصلا نباید از قبل خود را محکوم به شکست کند. وقتی از قبل خود را محکوم به شکست میکنیم، در واقع از نیروهای درون خود در جهت منفی استفاده کردهایم؛ اما بهترین تفکر که میتواند ما را از بحران نجات دهد این است که با خود بگوییم: من تمام قوت و قدرت خود را به کار میگیرم و من کسی هستم که توانایی خروج از این بحران را دارم.
با این دیدگاه توان بیشتری خواهیم یافت و تصویری که در ذهن ما ایجاد میشود تصویر قدرت گرفتن است. درواقع همهچیز درون ما است و افکار و اندیشه ما تصاویر را میسازد و این امید است که باعث میشود به سمت جلو حرکت کنیم و تلاش کنیم و
کمکم آثار این امید و شادی هم در زندگی و هم در چهره ها نمایان خواهد شد.
اگر انسانها سطح آگاهی خود را بالا نبرند، در رفتار و کردار آنها هیچ تغییری ایجاد نخواهد شد. باید لنگر کشتی را بکشید؛ در واقع شروع تغییرات درونی است و کار بسیار مشکلی است، مفهوم این است؛ وقتی طوفان در راه است و امکان از بین رفتن کشتی وجود دارد، باید لنگر کشتی را بکشیم و کشتی را به حرکت در بیاوریم، پس حرکت اولین قدم در جهت تغییر است و این آغازی تازه برای جان بخشیدن خواهد بود.
وقتی که انسان در جهت مثبت حرکت میکند و قدم برمیدارد، آنگاه امدادهای غیبی و الهی با او و اهداف او هماهنگ میشوند و خود راه را به شما نشان خواهند داد. زندگی همانند مثلث سیاهی است که وقتی از هر طرف کشیده شود، سطح مثلث کوچک و کوچکتر میشود و در نهایت تبدیل به خطی صاف خواهد شد و شکلی جدید پدید خواهد آمد و آنگاه میشود از آن خط صاف عبور کرد و به آنچه غیر ممکن مینماید میتوان امکان بخشید.
مطلب بعد این است که هیچ جنگی بدون خونریزی امکانپذیر نیست؛ یعنی در واقع اصلا جنگ نیست، پس هیچ ترک اعتیادی هم بدون درد و خماری امکانپذیر نخواهد بود و باید تلاش کرد و نباید همه چیز را به خداوند سپرد؛ چون این کار در واقع سلب مسئولیت از خودمان است.
انسانها دارای قدرت و پتانسیل بالایی هستند اما رسیدن به آن قدری مشکل است و اینها همه مستلزم تفکر و اندیشه است و نیز کار و تلاش لازمه این رسیدن است. آخرین توصیه این است که: در هر برهه زمانی و در هر مکانی که هستید تلاش کنید و دقیق عمل کنید تا رضایت درونی ایجاد شود آنگاه رضایت خداوند نیز ایجاد خواهد شد.
منبع: سیدی لنگر کشتی را بکشید آقای مهندس
نویسنده: همسفر فائقه رهجوی راهنما همسفر فرانک ( لژیون چهارم )
ویرایش و ارسال: همسفر شقایق رهجوی راهنما همسفر وحیده ( لژیون پنجم ) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دامغان
- تعداد بازدید از این مطلب :
67