English Version
This Site Is Available In English

زندگی خوب نیاز به درک و فهم و آموزش دارد

زندگی خوب نیاز به درک و فهم و آموزش دارد

یازدهمین جلسه از دوره دوازدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰؛ نمایندگی جهان‌بین شهرکرد؛ به استادی دیده‌بان آقای علیرضا زرکش، نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر افشین، با دستور جلسه «D.sap» پنج‌شنبه ۲۳ بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ١۵:۳۰ آغاز به کار کرد.

 

خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان، علیرضا هستم یک مسافر.  

خیلی خوشحال هستم که امروز بعد از دو سال این جایگاه را تجربه می‌کنم. 

همه آدم‌ها دوست دارند خوب زندگی کنند، اما همه خوب زندگی نمی‌کنند. نمی‌دانم چند درصد از آدم‌ها از خودشان راضی هستند. اصولاً همه آدم‌ها از خود راضی هستند، اما آن‌هایی که از زندگیشان راضی هستند درصد بسیار کمی‌اند. همه ما تلاش می‌کنیم که خوب زندگی کنیم، اما زندگی خوب نیاز به فهم و درک و آموزش دارد.  

آموزش هم از نوع آموزشی که واقعاً آموزش باشد، نیاز به دانش دارد؛ دانشی که جنس آن از دانش باشد. حالا اگر هم آموزش باشد و هم دانش، اما عمل سالم در پی آن نباشد، هیچ اتفاقی نمی‌افتد؛ مثل آدم‌های با معرفتی که وقتی قرار است کاری انجام دهند، بی‌معرفت می‌شوند. مثل آدم‌هایی که زیاد می‌دانند، اما وقتی باید عمل کنند، توان انجام عمل را ندارند.  

پس فهم و درک مطلب خیلی مهم است. آدم‌هایی می‌توانند به نتایج خوب برسند که هوشیارانه بازی می‌کنند؛ یعنی هوششان در لحظه یاری‌شان می‌کند. این‌گونه آدم‌ها «دانایانِ دانا» نام دارند؛ یعنی کسانی که می‌توانند از دانایی دیگران استفاده کنند. «همه چیز را همگان دانند» و کسی دانا است که بتواند از دانایی دیگران به بهترین شکل استفاده کند.  

همه انسان‌ها به واسطه درگیری‌هایشان وارد یک مسیر می‌شوند. امروز هم ما به واسطه درگیری با مواد مخدر و تخریب سیستمی به نام سیستم ایکس وارد کنگره شدیم و تحت آموزش قرار گرفتیم. کسی دانا و هوشیار است که درست ببیند و درست انتخاب کند.

دستور جلسه امروز «D.sap» است. بعضی‌ها فکر می‌کنند D.sap همان سرکه سیب است، اما انسانی که اهل تفکر، تعمق و خرد است صبوری می‌کند و اطرافش را نگاه می‌کند؛ مثل یک سفر اولی که دو ماه بعدش را در لژیون می‌بیند. یک سفر اولی می‌آید و یک سال بعد را می‌بیند، کسانی را که گل رهایی می‌گیرند. اگر واقعاً خواستار باشد و نیاز خودش را در این مسیر ببیند، خودش را در کسوت یک راهنما، مرزبان، دیده‌بان یا خدمتگزار می‌بیند. فهم این مطلب که کنگره را از بالا نگاه کنیم، یعنی ببینیم تمام تلاشش این است که انسان صاحب جسمی باشد که در صددرصد تعادل حرکت کند.  آدم‌ها تغییر می‌کنند، اما تبدیل نمی‌شوند. و اگر تبدیل هم بشوند، ترخیص نمی‌شوند مگر اینکه بفهمند و دیگران را بپذیرند.  

D.sap با سرکه سیب در ماهیت و شروع شبیه‌اند، اما پایانشان کاملاً متفاوت است. سفر اولی‌ها وقتی وارد کنگره می‌شوند، همه مصرف‌کننده‌اند؛ مثل سیب‌هایی که همه در یک دبه ریخته می‌شوند. اما فرایندی که در طول مسیر اتفاق می‌افتد، ماهیت واقعی‌شان را در انتهای مسیر متفاوت می‌کند؛ یک نفر می‌شود راهنما، یک نفر هنوز در کمیته انضباطی است. یک دبه در ۲۱ روز می‌شود سرکه سیب، اما یک دبه در یک سال، یعنی ۱۲ ماه، می‌شود D.sap. یک سفر اولی هم اگر وقتی وارد کنگره می‌شود موقعیت را درک کند و تن بدهد به تغییر، و اگر آماده باشد که این دانش را بیاموزد، می‌تواند تغییر کند و تبدیل شود؛ اما باید همنشینی دیگران را بپذیرد. یازده ماه سفر می‌کنیم تا جسم به تعادل برسد و تازه در اول خط قرار بگیریم و کارمان را شروع کنیم. آیا می‌توانیم همنشینی دیگران را تحمل کنیم؟ آیا می‌توانیم به دیگران کمک کنیم؟ 

ما از تاریکی‌ها می‌خواهیم حرکت کنیم تا به روشنایی برسیم؛ بنابراین خودمان را مسافر اعلام می‌کنیم و حرکت می‌کنیم تا از ترس به شجاعت برسیم. باید از کفر حرکت کنیم تا به ایمان برسیم، از قهر حرکت کنیم تا به مهر برسیم، از نفرت حرکت کنیم تا به عشق برسیم. کجا می‌توانیم این حرکت را انجام دهیم؟ در همان دبه سرکه سیب، تا تبدیل به دیسپ شویم، تا از تاریکی‌ها بیرون بیاییم.  

یک نفر که وارد سفر اول می‌شود، می‌ترسد مواد خودش را کم کند؛ در مورد سیگار و اضافه وزن هم همین‌طور است. باید به آن شجاعت برسد تا مسئولیت خودش را قبول کند و بتواند به دیگران کمک کند. 

قهر یعنی تنهایی؛ باید حرکت کنیم تا به مهر برسیم، به جمع برسیم. این نیازمند تغییرات در جسم، روان و جهان‌بینی است و این را در قسمت دوم کنگره، در کسوت یک راهنما، مرزبان، مسئول نشریات، میکروفون‌گردان یا هر خدمت دیگری می‌آموزیم تا از قهر به مهر برسیم. پس سعی کنیم با یک نگاه درست، کنگره را مورد ارزیابی قرار دهیم.

کنگره کاملاً علمی است؛ یک فرایند علمی است. در کنگره با داروی OT و متد DST درمان اتفاق می‌افتد. علم کنگره به‌روز است و آقای مهندس این علم را به تمام دنیا ارائه می‌دهد تا از درد و رنج انسان‌ها کم شود. صراط مستقیم یک مسیر است و همه در آن جا می‌شوند. در نهایت کسانی می‌توانند از زندگی رضایت داشته باشند که وقتی در مسیر زندگی حرکت می‌کنند، به دیگران هم توجه کنند و همه چیز را فقط برای خود و خانواده‌شان نخواهند. انسان از خودراضی هیچ‌وقت از خودش و زندگیش رضایت پیدا نمی‌کند.  

از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.

نگارنده: مسافر علی لژیون ۷

عکاس: مرزبان مسافر قاسم

تنظیم: مسافر مهدی لژیون۶

ارسال: مرزبان خبری مسافر وحید

نمایندگی جهانبین شهرکرد مسافران/همسفران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .