یازدهمین جلسه از دور هفدهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی بیرجند، ویژه مسافران با استادی مسافر رضا، نگهبانی مسافر جلیل و دبیری مسافر مرتضی با دستور جلسه" هفته راهنمایان( DST، تازه واردین، ویلیام، جونز، ورزش، موسیقی)" در روز یکشنبه 26 بهمن ماه 1404 ساعت 15 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
در ابتدا لازم میدانم هفته پربرکتِ راهنما را خدمت بزرگراهنمای کنگره ۶۰، جناب آقای مهندس دژاکام، همچنین دیدهبانان محترم و راهنمایان گرانقدر تمامی شعب کشور، بهویژه راهنمایان دلسوز و عاشق نمایندگی بیرجند؛ جناب آقایان قدرت، حسین، مرتضی، ابوالفضل، جواد و ایجنت محترم جناب آقای حامد، صمیمانه تبریک عرض نمایم.
بسیار خرسندم و خداوند متعال را هزاران مرتبه شاکرم که این سعادت نصیب من شد تا در چنین هفته مبارکی، لایق حضور در این جایگاه باشم. علیرغم آنکه مدتی است توفیق حضوردر جمع شما عزیزان را نداشتهام، از اینکه این فرصت فراهم شد بسیار خوشحال و سپاسگزارم.
از راهنمای عزیزم، جناب آقای مرتضی، و مرزبانان محترم نیز صمیمانه سپاسگزاری میکنم که اجازه فرمودند با کسب تجربه حضور در این جایگاه، آموزش بگیرم و خدمت کنم.
اگر بخواهم تعریفی از «راهنما» ارائه دهم، راهنما در لغت به معنای روشنگر است؛ یا به تعبیر استاد عزیز، جناب آقای حکیمی، همچون شمعی است که میسوزد تا نور بدهد و دیگران بتوانند راه خود را پیدا کنند. اما آیا مسیر ما مسیری عادی، ساده و هموار است؟ قطعاً خیر. این راه، مسیری است پر از پرتگاه، سختی، تگرگ، برف و مشکلات گوناگون. اگر حتی لحظهای وجود راهنما را نادیده بگیرم، بیتردید به مقصد نخواهم رسید.
ارزش کار راهنمایان بسیار والاست؛ زیرا بر پایه سه اصل عشق، عقل و ایمان خدمت میکنند و در قبال زحماتشان هیچ توقع مادی ندارند، جز آنکه رهجویشان برای خودش بهترین باشد. راهنما زمانی لذت میبرد که ببیند رهجویش به حال خوب رسیده، در مسیر درست حرکت میکند. برای راهنمایان کنگره 60 دریافت مادی در کار نیست؛ در صور ظاهر عایدی ندارد. اما در صور پنهان، در گردش حس، نور و صوت، بیشک پاداشی عظیم نصیب آنان میشود؛ پاداشی که شاید با چشم مادی قابل رؤیت نباشد.
در کمتر جایی میتوان یافت معلم یا پیشوایی که اینگونه فیسبیلالله خدمت کند. هیچ کارمند یا معلمی حاضر نیست بدون دریافت حقوق فعالیت کند؛ اما راهنمایان چرا اینگونه خدمت میکنند؟ زیرا انتهای تاریکی را دیدهاند، سختی کشیدهاند، به روشنایی رسیدهاند و بزرگترین لذتشان آن است که انسانی دیگر نیز این روشنایی را تجربه کند. چه لذتی بالاتر از آنکه بتوانیم انسانی را به زندگی بازگردانیم؛ همانگونه که جناب مهندس دژاکام میفرمایند:" احیای یک انسان، در پیشگاه خداوند، ارزشی بسیار والا دارد."
حال وظیفه من در قبال راهنما چیست؟ امروز که بیش از یک سال از سفر اولم گذشته است، به این نتیجه رسیدهام که آنگونه که باید، رهجوی کاملی نبودهام، میدانم مسئولیت من بسیار فراتر از اینهاست. وظیفه دارم برای خودم بهترین باشم؛ زیرا کوچکترین خطای من میتواند راهنمایم را آزرده کند. اگر درست سفر کنم و صحیح حرکت نمایم، هم خودم به روشنایی میرسم و هم راهنمایم از این موضوع خرسند خواهد شد.
هرچه مطیعتر و گوشبهفرمانتر باشم، روشنایی بیشتری نصیبم میشود و راهنما نیز جز این انتظاری از ما ندارد.
اگر گاهی اخمی از راهنما دیدهایم، یقین بدانم از سرِ دلسوزی بوده است؛ برای آنکه حال ما بهتر شود. پس باید قدردان راهنمایان ارزشمند خود باشیم.
در پایان، مجدداً از تمامی راهنمایان عزیز در سراسر کشور سپاسگزاری میکنم و برای همه شما آرزوی سلامتی، توفیق و عاقبتبهخیری دارم. امیدوارم روزی شما عزیزان نیز راهنمایان بالقوه این شعبه باشید و هزاران برابر بیشتر از من روشنایی را تجربه کنید.
از اینکه به صحبت های من گوش فرادادید، بی نهایت سپاسگزارم.
مرزبان کشیک: مسافر محمدرضا
مرزبان خبری: مسافر جلیل
تایپ و ویرایش: مسافر کامبیز لژیون سوم
ارسال خبر: مسافر جواد لژیون سوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
65