هفتمین جلسه از دوره هشتم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی الیگودرز با استادی راهنما مسافر احمد و نگهبانی مسافر اکبر و دبیری مسافر فاضل با دستور جلسه «هفته راهنما» روز یکشنبه ۱۴۰۴/۱۱/۲۶ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.
سخنان استاد:
سلام دوستان احمد هستم یک مسافر
شاکر و سپاسگزار خداوند هستم که یکبار دیگر اجازه داشتم در این جایگاه بشینم و خدمت کنم، تشکر میکنم از گروه مرزبانی و ایجنت محترم که فرصت این خدمت را به من دادند، خداوند را شکر میکنم که در کنگره هستم و در بستری آموزش میگیرم که میتوانم از طریق این آموزشها به زندگیام سر و سامان بدهم و از ضد ارزشها به دور باشم تا بتوانم حالم را خوب کنم و همچنین به دیگران کمک کنم.
تبریک میگویم این هفته مبارک را خدمت اولین راهنمای کنگره ۶۰ جناب آقای مهندس و اولین راهنمای همسفران سرکار خانم آنیتبریک میگویم، به راهنمایان کنگره ۶۰ بهویژه راهنمایان نمایندگی الیگودرز تبریک میگم و انشاالله که خیر این زحمات به خانواده این افراد برگردد.
من امروز اینجا حضور دارم تا از جایگاه یک رهجو صحبت کنم، همه افراد در کنگره رهجو هستند حتی آقای مهندس، این نیست که اگر شخصی راهنما شد دیگر رهجو نیست، در کنگره ۶۰ در هر جایگاهی که باشی یک رهجو هستی هیچ فرقی نمیکند، همه ما در حال آموزش هستیم، همه ما در یک مسیر و در یک بستر در حال آموزش گرفتن هستیم، انشاالله که بتوانیم آموزشهایی که میگیریم را در زندگیمان کاربردی کنیم زیرا اگر ما تمام کتاب ۶۰ درجه، ۱۴ مقاله، تمام کتابهای جناب مهندس و همچنین سیدیهای ایشان را حتی قرآن کریم را از بر باشیم اما عملکرد نداشته باشیم ذرهای به دردمان نمیخورد، عملکرد ما مهم است، اینکه من بتوانم چیزی را که یاد گرفتم در زندگی کاربردی کنم.
ما در سال ۴ جشن داریم جشن دیدهبان، جشن ایجنت و مرزبان، جشن همسفر و در نهایت جشن راهنما، این هفته در واقع هفته قدردانی است و برای ما یادآور میشود که قدردانی کردن را آموزش بگیریم و بدانیم (شکر نعمت نعمتت افزون کند، کفر، نعمت از کفت بیرون کند) این هفته را جشن میگیریم تا پنهان نکنیم زحمات راهنمایمان را، زیرا کسی که به ما خدمت کرده،کسی که برای ما وقت گذاشته، کسی که از جان، از مال، از وقت، از انرژی خود میگذارد تا یک نفس را احیا کند و یک خانواده نجات پیدا کند تا در نهایت یک جامعه نجات پیدا کند، آن شخص، شخصی است که بهش میگویند راهنما، راهنما کسی است که خود مصرف کننده مواد مخدر بوده، تاریکیها را تجربه کرده و سفر خوبی را انجام داده تا به درمان و رهایی رسیده، خدمتهای مختلفی را در کنگره پشت سر گذاشته در آزمون راهنمایی شرکت کرده و نمره قابل قبول گرفته و در نهایت بعد از مصاحبهای که در تهران انجام میشود توانسته شال راهنمایی را از دستان آقای مهندس دریافت کند، در نهایت یاد گرفته با یک رهجو که مصرف کننده مواد مخدر بوده چطور رفتار کند و از تاریکی به سمت روشنایی هدایتش کند تا به درمان برسد.
من اسم راهنما را عاشق میگذارم، قبلاً اعتقادم این بود که عاشق کسی است که دلبسته جنس مخالف میشود حالا یا به خواستهاش میرسد یا نمیرسد، مثل لیلی و مجنون یا شیرین و فرهاد، البته این هم عشق است و مقدس است اما عاشق واقعی کسی است که بتواند از خودش بگذرد و به دیگران خدمت کند، یک مادر عصاره جانش را به فرزند میدهد اما فقط یک نفر را تحت پوشش خودش قرار میدهد، اما راهنما چی؟ راهنما اکثر وقت و انرژی خود را در این شرایط اقتصادی، از زندگی خود میزند، البته بدون اینکه حقوقی دریافت کند به دیگران خدمت میکند، من در گذشته میگفتم اینها حتماً از جایی حقوق میگیرند اما بعداً متوجه شدم که هیچ حقوقی دریافت نمیکنند، اینها همان عاشقان واقعی هستند و عشقشان این است که یک رهجو را به درمان برسانند تا یک نفس احیا شود، در قرآن کریم هم داریم انسانها نسبت به رب یا آموزگار خود ناسپاسند مگر آنهایی که در صراط مستقیم باشند و ما در کنگره یاد گرفتیم که در صراط مستقیم باشیم همانطور قدران باشیم، حضرت علی علیه السلام میفرمایند اگر کسی حتی یک کلمه به من بیاموزد من را برده و غلام خودش کرده، باید قدرشناس باشیم انشاالله که همه ما سپاسگزار و قدرشناس باشیم، از اینکه به صحبتهای من توجه کردید از همه شما سپاسگزارم.

تایپ: مسافر حمید
ویرایش: مسافر مهدی
عکس: مسافر امین
تنظیم و ارائه: مسافر حجت
مسافران نمایندگی الیگودرز
- تعداد بازدید از این مطلب :
68