English Version
This Site Is Available In English

قلم راهنما

قلم راهنما

راهنمای dst مسافر اسماعیل

راهنما بوی باران می‌دهد، در خزان جانم درس بهاران می‌دهد، ساعتی از عشق می‌گوید و ساعتی نیز درس ایمان می‌دهد؛ گرچه دانش را گران آموخته است اما عاشقانه علم را با لب خندان می‌دهد.

هفته راهنما بر تمام راهنمایان عزیز کنگره۶۰ مبارک و پرشگون باد.

هر چقدر فکر کردم که درباره معلم و راهنمایان کنگره۶۰ که عاشقانه راه و مسیر درست زندگی کردن را که در قالب یک سری آموزش‌های ناب از یک منبع واحد به صورت رایگان در خدمت کسانی که طالب دریافت آموزش هستند قرار می‌دهند، مطلب خاصی را ارائه بدهم که در خور عظمت این بزرگواران باشد، چیز خاصی پیدا نکردم. اما با توجه به این که وقت و زمان انسان‌ها در این جهان فیزیکی که یکی از ارزشمندترین دارایی ‌ها محسوب می‌گردد، راهنمایان عزیز با عشق وقتشان را با انرژی فراوان و مشتاقانه برای کسانی که می‌خواهند از پایین‌ترین قسمت تاریک زندگی خودشان به سمت روشنایی حرکت کنند، در اختیار آنها قرار می‌دهند تا در مسیر درست درمان قطعی اعتیاد قرار بگیرند. در کنگره۶۰ هیچ راهنمایی بابت خدمت خود حقوق مادی دریافت نمی‌کند و با خدای خویش پیمان بسته که همان طوری که راهنمایان دیگر به او کمک کردند تا از تاریکی خارج شود، او نیز کمک کند تا دیگر انسان‌های درگیر مواد مخدر از بند اعتیاد خارج شوند و خوشبخت در کنار خانواده، همسر و فرزندان، از حیات و زندگی سالم برخوردار باشند.

بنابراین وظیفه همه ماست که با تمام وجودمان در هفته پرشگون راهنما از تمامی راهنمایان گروه خانواده، راهنمایان درمان سیگار، راهنمایان تغذیه سالم و راهنمایان DST و راهنمایان تازه واردین کنگره ۶۰ سپاسگزار باشیم و نیز سپاسگزار خانواده این عزیزان که صبورانه همراهی می‌کنند.

خداوندا تو را سپاس می‌گوییم که چنین انسان‌های عاشق در مسیر زندگی ما قرار دارند.

 

 

راهنمای تازه واردین مسافر رضا

بنده نیز به نوبه خود هفته راهنما را خدمت جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان و همچنین تمامی راهنمایان محترم کنگره ۶۰ به خصوص شعبه اسلامشهر، قسمت مسافران، همسفران، راهنمایان DST، تازه واردین، جونز، ویلیام و مخصوصاً کسانی که امسال مزین به شال راهنمایی شده‌اند، تبریک عرض می نمایم. امیدوارم همواره برکات این خدمت در زندگی آنها جاری و ساری باشد.

راهنما یعنی نشان دهنده راه؛ کسانی که در تاریکی و ظلمت همچون چراغی راه را به جویندگان راه و روشنایی بدون هر گونه چشم داشت با نیت و محبتی خالصانه نشان می‌دهند. بی‌شک در پشت این عمل زیبا، باید عشق و ایمانی قوی و نیرویی ماورایی باشد تا بنده‌ای بتواند با این درجه از خلوص و با تمام وجود از مال، زمان، خانواده و خیلی چیزهای دیگر بگذرد، در صورتی که می‌توانست وقت خود را با آنها بگذراند و اوقات گران بهای خود را صرف انسان‌هایی نماید که خواستار رهایی از دام بیماری اعتیاد ‌هستند. این از مناسبت‌های زیبایی است که آقای مهندس در دستور جلسات کنگره۶۰ نهاده و فرصت خوبی است تا در این روز، مقام و جایگاه این عزیزان را گرامی و پاس بداریم. امیدوارم در این روز آن گونه که شایسته است از این عزیزان تقدیر شود. در کنگره۶۰ شایسته است از مقام راهنمایان کنگره۶۰ به صورت دلی، عملی و زبانی و نیز بهترین نوع آن که در کنگره مرسوم است یعنی با دادن پاکت از این عزیزان تقدیر و قدردانی گردد.

در پایان این شعر را تقدیم این عزیزان می‌کنم:

راهنما تو بوی باران می‌دهی

در خزان درس بهاران می‌دهی

وادی و از عشق می‌گویی سخن

ساعتی هم درس ایمان می‌دهی

دانشت مانند آب و گاهی نان

از برای گشنگان نان می‌دهی

گرچه این دانش، گران آموخته‌ای

از کرم آن را چه ارزان می‌دهی

قلب تو صاف و دلت مانند آب

با محبت درس به یاران می‌دهی

در دلت هر چند داری غصه‌ها

آموزش با روی خندان می‌دهی

سالم و شاداب باشی هر زمان

استاد و مرزبان و نگهبان می‌دهی

فرق ندارد مشهد است یا اصفهان

رهایی را توی تهران می‌دهی

روز و شب درگیر هر اندیشه ای

بخشش اما از سر جان می‌دهی

ظهر سوزان و زمستان سیاه

تو گلی بر دست مهمان می‌دهی

راهنما جایگاه تو در قله‌هاست

درس سختی را چه آسان می‌دهی

اکنون اما روز توست، تبریک باد

جان ما، جان به جانان می‌دهی

 

 

راهنمای تازه واردین مسافر ابولفظل

به نام خدایی که خاک آفرید

 کزان خاک، انسان پاک آفرید

در جهانی پر از تاریکی، جهل، نادانی، خودخواهی، غرور، خشم، حسادت، کینه، پرخاشگری، بی‌نظمی، ناامیدی و (مادر تمام این صفات) دروغ، حتی از نوع مصلحتی آن که زاییده مصرف مواد مخدر بود و دست از سرم برنمی‌داشت؛ به سر می‌بردم.تا این که کار به جایی رسید که به هر دری که زدم ناامید برگشتم.

روزی را که به کنگره آمدم، هرگز از یادم نمی‌رود؛ با کوله باری از غم و ناامیدی. من آن روز گمشده‌ای آواره، غرق در تاریکی‌ها بودم. وقتی امروز تغییر را می‌بینم هزاران بار سپاسگزار خداوند مهربان هستم که نور و آرامش را تماشا می‌کنم و نوای زندگی را می‌شنوم. باید نابینا باشم و نبینم و یا ناشنوا باشم و نشنوم که متوجه این عمل عظیم نباشم. امروزم را مدیون کنگره هستم. مدیون کسانی هستم که ماندند و از عصاره جان خود بخشیدند. من امروز با تمام توانم تلاش می‌کنم تا به این نیروهای راستین ملحق شوم. من آموختم که هر دریافتی، یک بازپرداختی دارد.

با وجود تمامی دشواری‌ها و سختی‌هایی که در زندگی همه افراد وجود دارد، قشنگی‌های فراوانی نیز در دل همین دشواری‌ها می باشد که کافی است نگرشمان را عوض کنیم تا این زیبایی‌ها را ببینیم و لمس کنیم. زیبایی‌هایی که اگر دیده بگشاییم، ما را غرق در روشنایی می‌کنند. اکنون چشم‌هایم گشوده شده است. همه چیز در اطرافم زیبا و پر از حس خوب است.راهنما یعنی صبر، گذشت و ایثار؛  این‌ها گویی در وجود راهنما معنی و تجلی پیدا کرده است.

 هفته راهنما فرصت ارزشمندی است تا بدین وسیله قدردان عزیزانی باشیم  که با عشق، دانایی و تعهد، چراغ راه رهایی را در دل‌های جویندگان روشن نگه می‌دارند. از آقای مهندس بزرگوار وخانواده محترم ایشان کمال تشکر وقدردانی را دارم که راه سبز کنگره را برای ما هموار کردند. از راهنمای گرامی خودم مسافر اسماعیل نیز قدردانی می‌کنم و هفته قشنگ راهنما را به ایشان و تمامی راهنمایان در کنگره۶۰ به ویژه نمایندگی اسلامشهر تبریک و شادباش عرض می‌نمایم.

 

 

ویرایش متن: مسافر سعید

ارسال مسافر محسن

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .