English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده: سلاح راهنما محبت، مهر و‌ عشق است

گروه خانواده: سلاح راهنما محبت، مهر و‌ عشق است

دومین جلسه از دوره دوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی پاسارگاد شیراز با استادی ایجنت همسفر مرضیه، نگهبانی همسفر صنم، دبیری همسفر فرح با دستور جلسه «هفته راهنمایان (DST،تازه واردین،ویلیام،جونز،ورزش،موسیقی)» در روز دوشنبه ۲۷ بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر و سپاسگزارم. از خانم اعظم اسیستانت محترم، نگهبان جلسه و دبیر محترم تشکر می‌کنم که این فرصت را در اختیار من گذاشتند تا بتوانم خدمت کنم و ان‌شاءالله آموزش هم بگیرم. هفته راهنما را به همه استادان و راهنمایان آقای مهندس و همه کسانی که چراغ راه درمان اعتیاد شدند و در این مسیر به آقای مهندس کمک کردند، تبریک می گویم. همچنین این هفته را به آقای مهندس و خانواده محترمشان تبریک می‌گویم که نه‌تنها راهنمای درمان اعتیاد شدند؛ بلکه راهنمای یک زندگی سالم برای ما همسفران هستند؛ از تغذیه سالم گرفته تا آداب معاشرت، مسائل علمی و پزشکی و در کل آموزش یک زندگی سالم. این هفته را به راهنمایان DST، راهنمایان تازه‌واردین، راهنمایان تغذیه سالم، راهنمایان ویلیام در سراسر کشور و به راهنمای عزیز همسفر فاطمه شریفی که همیشه چراغ راه من بودند و بهترین آموزش‌ها را از ایشان گرفتم تبریک می‌گویم. همچنین از همسفر سپیده  و همسفر محدثه، راهنمایان تغذیه سالم، قدردانی می‌کنم.

دستور جلسه این هفته «هفته راهنما» است؛ یعنی کسی که راه را نمایان می‌کند. در قرآن آمده است که خداوند به انسان کلمات را آموزش داد، پس چرا انسان به راهنما نیاز دارد؟ مگر همه چیز را یاد نگرفته است؟ در کتاب آسمانی آمده که انسان فراموش کار است و آنچه به او آموزش داده شده را فراموش می‌کند؛ بنابراین وقتی انسان پا به حیات گذاشت، خداوند دو راهنما در اختیار او قرار داد: یکی راهنمای درونی که عقل است و دیگری راهنمای بیرونی که پیام‌آوران قدرت مطلق هستند و راه صراط مستقیم، راه بهروزی و سلامت را به انسان‌ها نشان داده‌اند و می‌دهند. به نوعی این هفته، هفته سپاسگزاری از عقل نیز هست؛ اینکه فکر کنیم چگونه می‌توانیم به فرمان‌های عقل نزدیک شویم و برای این کار باید از راهنمای بیرونی بسیار کمک بگیریم. راهنمای بیرونی می‌تواند پدر و مادر، آموزگار، استاد، یا حتی فرزندت یا کسی باشد که در خیابان چیزی به ما یاد می‌دهد، نسبت به آن ناسپاس نباشیم. در کنگره ۶۰ گفته می‌شود، همه راهنما هستیم؛ چون همه عقل داریم و عقل حاکم بدن است؛ اما در عین حال همه رهجو هم هستیم؛ حتی اگر راهنما، ایجنت یا اسیستانت باشیم، تا زمانی که نیاز به آموزش داریم، رهجو محسوب می‌شویم. امیرالمؤمنین می‌فرمایند: «اگر کسی یک کلمه به من بیاموزد، مرا بنده خود کرده است.» این سخن از یک فرد عادی نیست؛ بلکه از حضرت علی (ع) است که در اوج علم و دانش بودند. این جمله نشان‌دهنده ارزش و مقام کسانی است که به ما آموزش می‌دهند.

در سی‌دی شب، آقای مهندس فرمودند: برای رها شدن از شب‌های ده‌گانه «وَلَيَالٍ عَشْرٍ، وَالشَّفْعِ وَالْوَتْر» به شفیع نیاز داریم؛ شفیعی که از دل تاریکی بیرون آمده باشد. در کنگره ۶۰ حق انتخاب به ما داده می‌شود. وقتی وارد کنگره می‌شویم، راهنمای تازه‌واردین با آغوش باز ما را می‌پذیرد و توضیح می‌دهد. بسیاری از رهجوها می‌گویند: نمی‌شود خودتان راهنمای ما باشید؟ این همان پیوند محبت است که از ابتدا برقرار می‌شود. ما خودمان شفیع خودمان را انتخاب می‌کنیم و همراه خودمان را برمی‌گزینیم. راهنما کسی است که از ظلمت اعتیاد عبور کرده است، چه مسافر و چه همسفر. مسافر با مواد و همسفر با افکار منفی و پرده‌هایی که بر ذهنش کشیده شده، تاریکی را تجربه کرده‌اند. یک همسفر وقتی وارد کنگره می‌شود، سرشار از ناامیدی و یأس است، حوصله هیچ کاری را ندارد و هیچ امیدی در دلش نیست. کسی که ناامید است، حرکتی هم ندارد؛ اما راهنما در کنگره ۶۰ آن تاریکی را پشت سر گذاشته است؛ با هر رهجوی خود دوباره به عمق آن تاریکی برمی‌گردد؛ اما این بار با علم، دانش و آگاهی با هر رهجویش به تاریکی برمی‌گردد، دست او را می‌گیرد و کمک می‌کند، از آن ظلمت و جهل عبور کند و به سوی نور، روشنایی، سلامتی و آرامش هدایت شود.

راهنما خودش از آن تاریکی عبور کرده است؛ «وَمَا أَدْرَاکَ مَا الْعَقَبَةُ». تو چه می‌دانی گذرگاه سخت چیست؟ آن گذرگاه سخت همان سفر اول است که رهجو در روزهای اول درگیر آن می‌شود. راهنمایی که از آن گذرگاه عبور کرده و همه پیچ‌وخم‌های آن را می‌شناسد، اگر رهجو گوش به فرمان باشد، به‌راحتی می‌تواند او را از آن مسیر عبور دهد. آقای مهندس می‌فرمایند: با شمشیر چوبی نمی‌شود به جنگ اهریمن رفت. راهنمای کنگره ۶۰ با علم و دانشی که کسب کرده، با صبر و تلاش در آزمون‌ها شرکت کرده، با خواسته قوی در این مسیر کوشش کرده تا موفق شده است و شال راهنمایی را از دستان آقای مهندس دریافت می کند. سلاح راهنما محبت، مهر و عشق است؛ وقتی همه هستی بر پایه عشق است، راهنما نیز با عشق می‌تواند از همه مشکلات عبور کند.

انسان وقتی وارد تاریکی‌ها می‌شود، نقض فرمان کرده است؛ اگر انسان فرامین را اجرا کند، وارد تاریکی نمی‌شود. حالا هم که می‌خواهد از تاریکی جدا شود؛ باید فرمان‌برداری کند. فرمان‌برداری از چه کسی؟ از شفیع خود، از کسی که این راه را رفته است. در سی‌دی «اکبر»، استاد امین بسیار زیبا می‌گویند: به جایی می‌روی و غذایی می‌خوری، به جای اینکه قدر آن خدمت را بدانیم، می‌گوییم مثلاً در این چلوکباب سوسک بود و آن خدمت را نادیده می‌گیریم. فکر می‌کنیم زرنگی کرده‌ایم؛ اما ضربه‌ای می‌خوریم که معلوم نیست چه زمانی بتوانیم تحملش کنیم. کسی که بزرگ‌ترین خدمت را به من می‌کند، کسی است که از زندگی و خانواده‌اش می‌زند، عشق به خدمت دارد و هیچ منتی ندارد؛ اما من می‌گویم، امروز نوشتن سی‌دی مهم نیست، امروز جلسه نمی‌روم، یک ساعت دیر و زود فرقی ندارد، حالم خوب نبود، حوصله نداشتم. این‌ها همان کفران نعمت نیست؟ آیا جایی ضربه آن را نمی‌خورم؟ پاداش راهنما جای دیگری است. راهنما عاشق است و حسابش با عشق است با معشوق چه کار؟ هر آموزشی که می‌دهد، خودش از تاریکی و ظلمت عبور کرده و شربت گوارای آن را چشیده است و دوست دارد آن را به رهجویش بدهد.

راهنما عشق به خدمت دارد و در جایی خدمت می‌کند که انسان‌ها را احیاء می‌کند. خداوند می‌فرماید: کسی که انسانی را زنده کند، گویی همه انسان‌ها را زنده کرده است. در کنگره ۶۰ چه کسانی زنده می‌شوند؟ مصرف‌کننده‌ای که مرده است و اطرافیانش را اذیت می‌کند، با راهنما زنده می‌شود. در سی‌دی «اکبر» می‌گویند: کسی که  پیشرفت، موفقیت و درد و رنج دیگران برایش سخت باشد، از کبر گذشته است. کبر صفت خداوند است و راهنمایی که درد رهجویش برایش سخت است، این صفت را به خداوند بخشیده است. خداوند نیز کم‌کم صفات دیگر را به او می‌دهد و او به فرمان عقل نزدیک می‌شود. آیا راهنمای کنگره ۶۰ جز سلامت و موفقیت رهجویش چیز دیگری می‌خواهد؟ بالاترین حال برای راهنما این است که رهجویش را در لباس خدمت ببیند. هیچ حسی برای راهنما بالاتر از این نیست. من روز اولی که به کنگره آمدم، اصلاً فکر نمی‌کردم راهنما شوم، اما پیام‌های آقای مهندس را که در مورد راهنماها می‌خواندم، می‌دیدم از جای دیگری صحبت می‌کنند؛ آن زمان برایم قابل فهم نبود، اما دوست داشتم آن را درک کنم. خودتان و‌ خانم آنی بزرگ را تشویق کنید.

«تصاویری از هفته راهنما»

مرزبان کشیک: همسفر نسرین
عکاس: همسفر سارا مرزبان خبری
تایپیست: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پاسارگاد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .