راهنما همسفر مریم به همراه مسافر خود با آنتیایکس شیره و تریاک مدت تخریب بیش از ۲۷ سال وارد کنگره شدند. ایشان به روش DST و داروی OT به مدت ۱۱ ماه با راهنمایی مسافر سعید و همسفر زهره سفر کردند. به لطف خداوند و دستان پر مهر آقای مهندس ۷ سال و ۲۰ روز است که آزاد و رها هستند. راهنما همسفر مریم در طول حضور خود در کنگره توفیق خدمت در جایگاههای خدمت در نشریات، عضو لژیون سردار، یکدوره دنور، نگهبان و خزانهدار لژیون سردار، چهار سال راهنمای شال نارنجی، یک دوره ایجنت نمایندگی دنا و پارک ملت شهرضا، یک دوره دبیر کارگاه خصوصی همسفران را به عهده داشتهاند. در در ادامه گفتگویی با این همسفر خدمتگزار و پرتلاش ترتیب دادهایم که تقدیم نگاه پرمهر شما میشود.
راهنما؛ چگونه میتواند بین خدمت در کنگره و زندگی خود تعادل برقرار کند؟
قبل از آموزش گرفتن در کنگره، هیچ موقع خوش قول نبودم؛ ولی با ورودم در کنگره۶۰ و اختراع ساعت نظم و انضباط به زندگی ما برگشت و توانستیم آن تعادل را در زندگی برقرار کنیم.
آیا زمانی بوده که احساس کنید شاگردی مسیر راهنمایی شما را روشنتر کرده است؟
من به یاد دارم که همیشه میگفتند: راهنما چهره گذشته و رفتار خود را در وجود رهجوی خودش میبیند، من هم از این امر مستثنی نبودم و دقیقاً میدیدم همان مشکل که رهجو بازگو میکند، من قبلاً داشتم یا هنوز آن معضل در زندگیام وجود دارد و اینها باعث شد که من بیشتر به رهجو نزدیک شوم و بتوانم راحتتر درکش کنم که بتوانم او را راهنمایی کنم که بتواند با مشکلاتش روبهرو شود و آنها را حل کند.
این موارد بود که خیلی در مسیر کنگره به من کمک کرد. برای من خیلی جالب بود که هر موقع در لژیون برای مثال؛ اگر خودم فلان سیدی را کامل ننوشته بودم در لژیون میدیدم که رهجوها هم به همان مقدار از سیدی را ننوشته بودند.
راهنما تا کجا باید همراهی کند و از کجا به بعد، مسئولیت با رهجو است؟
راهنما باید صورت مسئله، نقشه، آدرس و مسیر راه را به رهجو آموزش بدهد و بعد از تفکر، آموزش، تجربه رهجو را به حال خودش بگذارد که از تجربههایی که به دست آورده، خودش مستقلاً مسئولیت زندگی و خانواده را به عهده بگیرد. راهنما قرار نیست که همه مسائل کنگره و زندگی را برای رهجو باز کند؛ فقط مسئول آن سؤالاتی است که رهجو میپرسد و اگر رهجو آمادگی دارد، آن موضوع را برای او باز کند و توضیح بدهد.
آیا همیشه راهنما باید به رهجو آموزش بدهد؟ و چگونه آموزشهای بین راهنما و رهجو دو طرفه میشود؟
آموزش یک طرفه نیست و باید دو طرفه باشد. همانطور که میدانیم اعداد ریاضی و علم پایانی ندارد و دانش هیچکس کامل و مطلق نیست؛ بهغیر از خداوند، و همه نیاز به آموزش داریم.
من راهنما باید در لژیون طوری عمل کرده باشم که رهجو فقط دریافت کننده نباشد؛ باید بخشنده هم باشد و بخشندگی فقط در مال و پول نیست، در علم هم، من باید بخشنده باشم؛ یعنی بتوانم آن چیزی که یاد گرفتهام را به دیگران آموزش بدهم و آنجاست که یک ارتباط دوطرفه برقرار میشود.
اگر بخواهید در یک جمله از راهنمای خود قدردانی کنید چه میگویید؟
هر انسانی باید اول قدردانی از مخلوق را یاد بگیرد که بعد بتواند قدردانی از خداوند و خالق را نیز انجام دهد، من وقتی با حال خراب وارد کنگره میشوم و حال خوش به دست میآورم، فراموش نکنم روزی را که وارد کنگره شدم و چقدر مشکلات، منیت و ناامیدی داشتم. من هم از همینجا از راهنمای خودم سپاسگزاری میکنم و از صمیم قلب به ایشان میگویم که خانم زهره دوستتان دارم.
کلام آخر...
اول خدا را شکر میکنم که در این بعد از حیات من را در مکانی قرار داد که بتوانم در کنار آقای مهندس بهترین آموزشها را بگیرم و برای آقای مهندس آرزوی سلامتی و موفقیت دارم. از خداوند میخواهم که انشاالله کنگره۶۰ جهانی شده و افرادی که در دام اعتیاد و بیماریهای لاعلاج گرفتار هستند، درمان شوند.
مصاحبه کننده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر فرشته دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی دنا شهرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
127