از وقتی که وارد کنگره شدم، فهمیدم، راهنما یعنی عشق، چون راهنما از عصاره جان خود میبخشد تا رهجو را تربیت کند. من هم از وقتی که وارد لژیون خانم زهرا شدم، خیلی چیزها از ایشان یاد گرفتم، یاد گرفتم که من به این جهان پا گذاشتهام تا راه و رسم درست زندگی کردن را بیاموزم، قبل از کنگره فکر میکردم که تمام مشکلات من تقصیر اطرافیانم است؛ ولی از وقتی که وارد کنگره شدهام، فهمیدم که من هم مقصر هستم و باید روی خودم کار کنم، من با راهنمایی همسفر زهرا یاد گرفتم که باید از منیت، کفر، غیبت، حسادت و خیلی خصلتهای بدی که دارم، دور شوم و ذره ذره آنها را کنار بگذارم و فقط روی خودم کار کنم.
راهنمای عزیزم من هرچه دارم از شما دارم و از شما عشق، محبت و خیلی چیزهای دیگر را که تا به حال بلد نبودم، یاد گرفتم و چیزهایی از شما یاد گرفتم که هیچ کجای دیگر آنها را به من نیاموختند. من هم سعی میکنم با خدمت کردن و فرمانبرداری زحمات شما را جبران کنم. به خودم میبالم که در این مسیر قرار گرفتم و با آموزشهای ناب شما میتوانم، برای کمک به دیگر انسانها تلاش کنم. راهنمای عزیزم واژه سپاس در برابر از خود گذشتگی شما هیچ است، شما به من حال خوش دادید و تمام دانستههایی را که نمیدانستم به من آموختید، من برای شما دعا میکنم تا همیشه سالم بمانید و راهنمای هزاران انسان در راه مانده باشید.
نویسنده و رابط خبری: همسفر آزاده رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
عکاس: همسفر ستاره رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)
ارسال: راهنما تازه واردین همسفر اکرم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
123