چهارمین جلسه از دوره چهاردهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره60 ویژه مسافران و همسفران آقا روز سه شنبه مورخ 28 بهمن ماه 1404 راس ساعت 15:30 آغاز به کار نمود.
.jpg)

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر می کنم امروز این اجازه به بنده داده شد که در این جایگاه خدمتی دراین روز عزیز و هفته عزیز خدمت شما دوستان باشم، دستور جلسه هفته راهنمایان می باشد و امروز قرار است که از این عزیزان تقدیر کنیم، بواسطه این که راهنما برای رهجوی خود از هیچ کمکی دریغ نمی کند، تا ما حال خوش را تجربه کنیم، قبل از ورود به کنگره60 تجربه بسیار زیادی در سقوط آزاد داشتم و مکرر در مکرر اقدام به ترک مواد مخدر می کردم.
یا از محل کار خودم مرخصی می گرفتم یا بدون مرخصی و با غیبت کردن از محل کارم خارج می شدم و اقدام به ترک می کردم و هرگز به جواب نرسیدم و نتیجه ایی نگرفتم، همه ما می دانیم که خماری چیست، و خماری را با گوشت و پوست و استخوانمان لمس کرده ایم، بنده بی نهایت این درد را کشیده ام اما پاسخ مثبتی دریافت نکرده ام تا اینکه وارد کنگره60 شدم.
از زمانی که پیام کنگره60 را گرفتم تا زمانی که فرمان صادر شد به کنگره60 بیایم چیزی حدود یک سال و نیم طول کشید، بعد از گذراندن سه جلسه مشاوره تازه واردین و انتخاب راهنما سفر خودم را آغاز کردم، زمان شروع لژیون معمولا در همه جلسات مشارکت می کردم و همیشه از راهنمای خودم قدردانی و تشکر می کردم، بعد از سه ماه می خواستم مشارکت کنم راهنمای عزیزم می گفت اگر می خواهی مشارکت کنی از بنده قدردانی نکن، این حرف بنده را به فکر فرو برد.
یک روز بعد از لژیون و اتمام جلسه در خلوت با راهنمایم صحبت کردم و به ایشان گفتم که اگر بنده تشکر و قدردانی خودم را به زبان نیاورم پس چگونه باید از شما تشکر کنم و قدردانی را به جا بیاورم، ایشان در جواب به بنده گفتند اگر واقعا و از ته دل می خواهی از بنده تشکر و قدردانی کنی پس تلاش کن و شال راهنمایی را دریافت کن و یک نفر را از اعتیاد رها گردان.
بنده این هفته را به تمامی راهنمایان کنگره60 در راس به جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان، راهنمایان تازه واردین، راهنمایان دی اس تی، راهنمایان جونز که عمل بسیار عظیمی را انجام می دهند ، راهنمایان ویلیام، راهنمایان ورزش و همچنین راهنمایان محترم موسیقی تبریک و تهنیت عرض می نمایم، و همه این راهنمایان به بنده کمک کردند که از اندیشه و افکار تاریک و منفی خودم گذر کنم.
راهنما به بنده کمک کرد که از عمق تاریکی ها بیرون بیایم ولی بنده دستم را به طرف راهنما دراز کرده بودم و خواسته رهایی داشتم، اگر دست بنده به طرف ایشان دراز نبود ایشان نمی توانستند دستم را بگیرند، اگر راهنما بخواهد دست تو را بگیرد باید دست تو باز باشد و دراز به سمت ایشان، راهنما دستی که مشت شده باشد و پشت شخص پنهان بماند را نمی بیند که بگیرد.
به بنده کمک کردند، روش دی اس تی به بنده آموزش داده شد، داروی اوتی وارد وجودم شد، سیگارم را شروع به درمان کردم، سیستم ایکس ذره ذره و پله پله شروع به ترمیم و بازسازی کرد، به واسطه گوش کردن به سی دی ها و نوشتن سی دی ها ذره ذره جهانبینی شکل گرفت، و از اندیشه و افکار منفی فاصله گرفتم و همین باعث شد که حس هایم باز شوند، بفهمم، ببینم، بشنوم، فکر می کردم که می بینم، اما نمی دیدم، فکر می کردم می شنوم اما نمی شنیدم، فکر می کردم که می دانم اما نمی دانستم، وجود راهنمایان در کنگره60 عشق است، از آقای مهندس سپاسگزارم که این سیستم را طراحی و پایه گذاری کردند، که این عزیزان هر کدام در یک قسمت حضور داشته باشند و به بنده آموزش بدهند، امیدوارم که برای تقدیر از راهنمایان خودمان تمام توانمان را به کار بگیریم.
از اینکه به صحبت های بنده توجه کردید از همه شما عزیزان سپاسگذارم.
تایپ: مسافر علیرضا لژیون هفتم
تنظیم و ارائه: مرزبان خبری مسافر هادی
- تعداد بازدید از این مطلب :
146