خداوند را شاکریم که بار دیگر این توفیق نصیب ما شد تا در ایام ارزشمند «هفتهی راهنما»، در خدمت یکی از راهنمایان صادق و دلسوز کنگره۶۰ راهنمای محترم همسفر پریسا باشیم. این هفته را ابتدا به بنیان کنگره و خانوادهی ایشان و کلیهی راهنمایان کنگرهی۶۰ تبریک میگوییم.
جایگاه راهنمایی، جایگاهی است که بر پایهی عشق، آموزش و مسئولیتپذیری بنا شده و نقش بسیار مهمی در رشد، درمان و تعالیِ رهجویان و همسفران ایفا میکند.
امروز افتخار داریم میزبان یکی از راهنمایان گرانقدر باشیم. به ایشان تبریک میگویم که علاوه بر تجربهی راهنمایی، در جایگاههای ارزشمندی همچون خدمتگزاریِ لژیون سردار، مرزبانی و راهنمایی تازهواردین خدمت نمودهاند و اکنون در کنار ادارهی لژیون خود، در جایگاه ایجنتی در حال خدمت هستند. بیتردید تجربیات و دریافتهای ارزشمندی در مسیر خدمت و آموزش کسب نمودهاند.
امیدواریم در این گفتوگو بتوانیم از حس، تجربه و نگاه ایشان بهرهمند شویم و چراغی هرچند کوچک برای مسیر آموزش و رشدِ خود و دیگر عزیزان روشن نماییم.
لطفاً بفرمایید جایگاه راهنمایی را چگونه تعریف میکنید و به نظر شما یک راهنما در مسیر درمان و رشد رهجویان چه نقشی فراتر از انتقال آموزشها ایفا میکند؟
به نظر بنده، جایگاه راهنمایی بهترین و زیباترین فرصت برای عمل کردن به آموزشهایی است که شخص میگیرد؛ در واقع، در درجهی اول خدمت به خود و سپس تلاشی برای این است که انسانهای دیگر نیز از تاریکیها و بندهای درونی خود رها شوند.
راهنما در مسیر درمانِ رهجویان، علاوه بر انتقال آموزشها باید تأثیرگذار باشد؛ یعنی آموزشها بهگونهای عملی شوند و صرفاً انباشت اطلاعات نباشند. لازمهی آن این است که ابتدا خودِ راهنما به آموزشها عمل کند تا سخن او تأثیرگذار باشد.
مهمتر از همه، حس محبت و اعتمادی است که بین راهنما و رهجو شکل میگیرد؛ اساس کارِ کنگره بر همین مبنا است. به این ترتیب، هم راهنما و هم رهجو در مسیر روشنایی قدم برمیدارند.
شما تجربهی خدمت در جایگاههای ارزشمندی را داشتهاید و دارید. این مسیر خدمت چه تغییرات بنیادینی در نگرش، حس و جهانبینی شما ایجاد کرده است؟
هر جایگاهِ خدمتی که نصیب هر کس میشود، لطفِ خداوند است. بسیاری از گرههایی که باز نشدهاند، با خدمت کردن باز خواهند شد. قرار است بیشتر آموزش بگیریم تا بتوانیم خدمت سالمتری داشته باشیم؛ حالمان خوب شود و کمک کنیم حالِ دیگران نیز خوب شود.
با توجه به اینکه در بخش همسفران خدمت میکنید، مهمترین تفاوتهای حس و نگاهِ همسفران در سفر اول و سفر دوم را در چه میبینید و راهنما چگونه میتواند این دو گروه را در مسیر رشد و تعادل بهتر همراهی کند؟
در سفر اول، هدف بیشتر بر روی رهایی و درمان متمرکز است؛ اما در سفر دوم، «حس» مهمترین مؤلفه میشود. یکی از موانع سفر دوم، حسهای آلودهای است که ممکن است به سراغ هرکسی بیاید.
افراد در سفر اول با نظم، انضباط، قانونمندی، ناامید نشدن و ایمان محکم و توکل بر خداوند حرکت میکنند؛ سرِ خود را با سرِ راهنما عوض میکنند. حضور در کارگاه، لژیون، پارک، امتحان و… همه میتواند به فرد انرژی تزریق کند تا مسیر را ادامه دهد و تمام لحظاتشان شیرین شود.
در سفر دوم، علاوه بر رعایت نکات سفر اول، باید به سمت خدمت کردن حرکت کرد و ضلع خدمت را تقویت نمود؛ زیرا هم باعث حالِ خوش میشود و هم کمک میکند تا دیگران نیز به حالِ خوش برسند. این موضوع بسیار ارزشمند است.
به نظر شما بزرگترین چالشهای همسفران در سفر اول چیست و نقش آموزشها و هدایتِ راهنما در عبور از این چالشها چگونه نمود پیدا میکند؟
بزرگترین چالشِ همسفران در سفر اول، تمرکز بر روی مسافر است. همسفر به جای اینکه از سفر خود لذت ببرد، مدام به دنبال مچگیری از مسافرش است و این فرصت ارزشمند برای رشدِ خود را از دست میدهد.
راهنما با انتقال تجربیات خویش و بیان اینکه قرار است مسافر و همسفر همدل و همزبان یکدیگر شوند، کمک میکند مسیر درست طی شود. همسفر بالِ پروازِ مسافر است و نه بارِ اضافی؛ باید به جای تمرکز بر سفرِ مسافر، بر خودش کار کند ــ چراکه او نیز پر از تخریب است، گرچه مواد مصرف نکرده باشد. زمانی که خود را ببیند، قطعاً میتواند تأثیر مثبتی بر مسافرش بگذارد و هر دو به حال خوش برسند.
خدمت در بخش همسفران چه گامهای اساسی در زندگی شخصی و اجتماعی شما ایجاد کرد و چه مهارتها یا نگرشهایی از این مسیر خدمت دریافت کردهاید که خارج از فضای کنگره نیز برایتان کاربردی بوده است؟
کنگره سراسر برکت است. بسیاری از نیروهایی که از دسترس انسان خارج شده بودند، دوباره احیا میشوند.
به شخصه نمیتوانستم چند کار را همزمان انجام بدهم، یا اگر کاری آغاز میکردم ناتمام میماند. قدرت دفاع از حق خود را نداشتم.
آموختم که مشکل و مسئله همیشه هست؛ بزرگترین نعمت، نعمتِ زندگی کردن است و هیچ مشکلی ماندگار نیست. کنگره به من آرام بودن و اهمیت دادن به جسم، روان و جهانبینی را آموزش داد.
یاد گرفتم که تغییر یک شبه اتفاق نمیافتد، ولی با تمرین و استمرار میتوان به خواستهها رسید. وقتی فکر میکنم، میبینم دریافتهایم بسیارند و قابل شمارش نیستند. بابت این نعمتها باید شکرگزار خداوند، آقای مهندس، خانوادهی محترمشان، راهنمایان عزیز و تمام کسانی باشم که بر سر راهم قرار گرفتند.
اگر بخواهید از زاویهی حس و تجربهی شخصی صحبت کنید، زیباترین یا تأثیرگذارترین لحظهای که در جایگاه راهنمایی تجربه کردهاید چه بوده و چه درسی از آن دریافت کردید؟
زیباترین لحظه برای یک راهنما، دیدنِ ثمرههای لژیونش است؛ اینکه یک همسفر با حال خراب و آشفته وارد کنگره میشود و پس از مدتی، اختیار خود را کمکم به دست میگیرد، یاد میگیرد با تاریکیهای درونِ خود مبارزه کند ــ مانند نوزادی که آرامآرام راه رفتن را میآموزد.
وقتی میبیند حالش خوب شده، کنار خانوادهاش خوشحال و آرام است، حسّی وصفناپذیر به راهنما منتقل میشود که با هیچ حسی قابل مقایسه نیست.
ورود به عرصهی خدمت، فارغ از نوع خدمت، بسیار دلچسب است. راهنما فقط برای آموزش دادن نیامده است؛ بلکه لژیون فرصتی عالی برای آموزشِ خودِ راهنماست.
تکتک رهجویانی که وارد لژیون راهنما میشوند، برای خودِ راهنما آموزهای دارند و بیدلیل بر سرِ راه یکدیگر قرار نگرفتهاند.
این تعاملِ دوطرفه باعث رشد و تکامل میشود؛ چراکه تکامل در جمع رخ میدهد، فرقی ندارد راهنما باشیم یا رهجو.

در هفتهی راهنما، چه پیامی برای همسفران، بهویژه افرادی که در ابتدای مسیر آموزش و درمان قرار دارند دارید و چگونه میتوانند ارتباط مؤثرتری با راهنمای خود برقرار کنند؟
همسفرانی که در ابتدای سفر هستند، باید صبور باشند و قضاوت نکنند؛ کمکم دوربینِ خود را به سمتِ خود بگیرند، به خویش بپردازند و این فرصت را از خود دریغ نکنند. باید برای وجود خودشان ارزش قائل باشند، با تمام وجود تلاش کنند، حرکت و take off داشته باشند و از شرایط نابهنجار مانند اطرافیانِ منفیباف یا سکون و پیلهای که دور خود پیچیدهاند، فاصله بگیرند.
اینگونه کمکم به درجهی کنترل روی اوضاع خود میرسند؛ زیرا سفر اول فرصتی محدود ولی بسیار تأثیرگذار برای بازسازیِ خودشان است.
باید ایمان داشته باشند، چون روش کنگرهی۶۰ تنها روشی است که از درمان سخن میگوید و تماماً با سند و مدرک عمل میکند. در کنگره نمونههای بیشماری از انسانهایی میبینند
که روزی با حالی خراب آمدهاند و امروز به جایگاههای عالی رسیدهاند. اگر در مسیری که مشخص شده حرکت کنند، قطعاً طعم شیرینِ رهایی و درمان را خواهند چشید.
مصاحبه کننده و طراح سوال: همسفر صدیقه رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون اول)
عکاس: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون اول)
بارگزاری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی دلیجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
98