English Version
This Site Is Available In English

هستی برمبنای عشق است

هستی برمبنای عشق است

جلسه دهم از دوره ‌ هفدهم ازسری کارگاه‌های آموزشی مسافران و همسفران نمایندگی جواد گلپایگان، به استادی راهنمای مسافر امیر حسین، نگهبانی مسافر ادهم ودبیری مسافر حسین با دستورجلسه «هفته راهنما» پنج‌شنبه ۳۰بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت۱۶ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

 سلام دوستان امیرحسین هستم، یک مسافر

ابتدا از آقا هادی و ایجنت و نگهبان محترم سپاسگزارم که اجازه فرصت اجازه خدمت در این جایگاه را به من دادند.

دستور جلسه این هفته «هفته راهنما »می‌باشد.

در کنگره ۶۰ راهنمایان به چند دسته تقسیم می‌شوند. راهنمای دی اس تی، راهنمایی لژیون جونز، ویلیام .. تقسیم می‌شوند. جایگاه راهنمایی یک جایگاه الهی است که خداوند نصیب هر کسی نمی‌کند. 

هنگامی که یک رهجو وارد کنگره ۶۰ می‌شود اگر می‌خواهد به درمان برسد باید به این نتیجه برسد که یک بی‌سواد است؛ زیرا افرادی که باسواد بودند چون دائماً در حال تجزیه و تحلیل مطالب بودند دیرتر به درمان می‌رسند.

همیشه به رهجوهای خود می‌گویم که کلام راهنما همیشه از جای دیگری می‌آید و این کلام راهنما نیست؛ زیرا همانطور که هستی بر مبنای عشق می‌باشد کنگره نیز بر مبنای عشق است. 

جناب آقای مهندس می‌فرمایند: تمام هستی بر مبنای عقل و عشق و ایمان می‌باشد. البته این سه ضلع در کنار یکدیگر هستند؛ در واقع مکمل یکدیگرند؛ زیرا اگر تنها ایمان باشد تبدیل به نیروهایی مانند داعش می‌شویم و اگر عشق تنها باشد تبدیل به خود شیدایی مستان می‌شویم و اگر ایمان به تنهایی باشد تبدیل به تعصب کورکورانه می‌شود.

در وادی چهاردهم استاد رعد می‌فرمایند :چگونه این کلام او است که با محبت آغشته می‌شود و از مرزهای مختلف عبور می‌کند و خود را به آنان که خواهان او هستند می‌رساند. الحق که کلمه عشق بنیان هستی است و آنچه در آن اتفاق می‌افتد با تمام سختی‌هایش و دشواری‌ها به انسان می‌آموزد که چه بوده چه هست و در آینده چه خواهد شد.

استاد رعد می‌فرماید از اینکه نتوانستم معنای درست عشق را به دیگران بیاموزم بسیار تا بسیار ناراحتم اما ناامید نیستم ؛زیرا جهان در حرکت است و آنچه که در این جهان باید با عشق و محبت باقی بماند و از خود زایش داشته باشد اتفاق می‌افتد.

اگر دقت کنیم در شهر ما معتادان بسیار زیادی وجود دارند اما چرا ما برای کنگره ۶۰ انتخاب شده‌ایم ؛زیرا جهان در حرکت است تا ما به عشق و محبت واقعی برسیم برای همین است که می‌گویند به راهنمای خود پاکت بدهید.

 این را بدانید که در هر حرکت درستی ما نیازمند به یک راهنما هستیم ؛ زیرا این نیست که وقتی اوتی ما ثابت شد و اینکه ما احساس کردیم داریم به درمان می‌رسیم همان لحظه با خود بگوییم که ما دیگر به راهنما نیاز نداریم.

راهنما شدن پروسه بسیار پیچیده‌ای است و یک فرد برای اینکه راهنما بشود باید امتحانات سختی را از را پشت سر بگذارد. هنگامی که یک رهجو به ما معرفی می‌شود در واقع پدر یک خانواده به ما معرفی شده است. هیچکس نمی‌تواند سر از خود به یک رهجو برنامه بدهد حتماً پشت برنامه یک فرمان نهفته است.

گفتم ای مرشد میخانه عشق دو سه پیمانه مرا مهمان کن!

احتیاجم همه مستی است و دلم خون است تو بیا بر دل یک مرشد زار یک نفس احسان کن

پاسخم داد: بهای طلبت بسیار است در ازای دو سه پیمانه می کهنه ناب که تو را مست کند تا دل شب چه برایم داری.

گفت: کیسه زر دارم، پیر زرهای مرا برگرداند گفت: این مستی و شیدایی و عشق به زر این جا ندهند، هرچه هزاران باشد، گر که عاشق شدی و مست شدن شیوه توست باید از دل بدهی سینه‌ات را بشکاف و دلت را به بهای می میخانه بده.

سینه را چاک زدند و دل پر تپش و پرخون را شبی از عشق تو بی‌خویش شدن بخشیدم.

تایپ و ویرایش مسافر رضا لژیون هفتم 

عکس مرزبان خبری مسافر جواد 

تنظیم و ارسال مسافر محمد لژیون سوم 

مسافران نمایندگی جواد گلپایگان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .