هفتمین جلسه از دور پنجم کارگاههای آموزشی کنگره ۶۰، ویژه مسافران، نمایندگی سنایی نیشابور، با استادی مسافر محمد، نگهبانی مسافر علی و دبیری موقت مسافر بهروز، با دستور جلسه «تحقیقات، مقالات و کنفرانسها»، در تاریخ ۱۴۰۴/۱۲/۰۳ رأس ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، محمد هستم یک مسافر.دستور جلسه امروز «تحقیقات، مقالات و کنفرانسها» است. کنگره ۶۰ مانند بسیاری از انجمنهای دیگر نیست که صرفاً یک روش درمانی ساده ارائه دهد؛ بلکه ساختاری علمی دارد که همواره بر پایه پژوهش و تحقیق بنا شده است. آموزشهایی که در کنگره به ما داده میشود، صرفاً تئوری یا برای سرگرمی نیست، بلکه حاصل سالها تحقیق، بررسی و تجربه است که به صورت مقالات علمی تدوین شده و در کنفرانسها ارائه میشود.این تلاشها نتیجه زحمات افرادی است که مسیر درمان اعتیاد را بهصورت علمی بررسی کردهاند. روش درمانی کنگره بر سه ضلع جسم، روان و جهانبینی استوار است و نقش همسفران نیز در این مسیر بسیار مهم و کلیدی است. همه این موارد بر پایه تحقیق و پژوهش شکل گرفته تا به جهانیان نشان دهد که اعتیاد یک مسئله غیرقابل حل نیست؛ بلکه اگر اصول بهدرستی اجرا شود و سفر بهخوبی انجام گیرد، درمان کاملاً امکانپذیر و مؤثر خواهد بود.
یکی از تفاوتهای مهم کنگره با بسیاری از مراکز دیگر، توجه به اصلاح جهانبینی و ساختار خانواده است. در بسیاری از روشها، تمرکز تنها بر مصرفکننده است؛ اما در کنگره، خانواده نیز در مسیر درمان قرار میگیرد و ساختار آن بازسازی میشود.اغلب ما زمانی که وارد کنگره شدیم، با هدف ترک آمدیم؛ اما بهمرور فهمیدیم که موضوع، درمان و تغییر نگرش است. کمکم تکبرها کنار میرود، آموزشها را میپذیریم و یاد میگیریم که در کنار درمان خود، به دیگران و به هستی خدمت کنیم. در این مسیر، جایگاه و قدرت اگر به دست میآید، برای خدمت به دیگران است، نه برای برتریجویی.
از دید ما، آقای مهندس انسانی است که سالها جلوتر از زمان خود حرکت کرده است. کسی که با نگاهی عمیق به روح و ساختار انسان، درباره نقش سلولها، صبر، جهانبینی و حقیقت وجود انسان سخن گفته و آن را برای ما تبیین کرده است. تلاش و دانشی که ایشان ارائه دادهاند، حاصل یک عمر تحقیق و تجربه است.
در پایان، با اجازه شما شعری را تقدیم میکنم:
« تنم در وسعت دنیای پهناور نمیگنجد
روان سرکشم در قالب پیکر نمیگنجد
مرا اسرار از این گفتهها بالاتر است ، امّا
به گوش خلق ، از این حرف بالاتر نمیگنجد
به سینه دست نادانی مزن ارباب دانش را
اگر علمی تو را در مخزن باور نمیگنجد
عجب نبوَد که این خوابیدگان را نیست بیداری
اذان صبح اندر گوشهای کر نمیگنجد
مرا خواب آن زمان آید ، که در زیر لَحَد باشم
سر پُرشور اندر نرمی بستر نمیگنجد
ز بس راه وفاداری سریع و آتشین رفتم
سخنهای وفایم در دل دلبر نمیگنجد
توانگر را مخوان در گوش دل اسرار ِ درویشی
که در خشخاش ، خورشید بلندْاختر نمیگنجد»
ممنون از اینکه به صحبتهای بنده گوش کردید.

(7)(1)(1)(1)(1)(4)(1)(1)(4)(7)%20(1)(2).jpg)
و در پایان نیز با افطاری از همه اعضا پذیرایی شد.









.jpg)
(4).gif)
ضبط صدا: مسافر بهروز
عکاس:مسافر مهدی
تایپ و نگارش : مسافر علی
لینک وانتشارخبر: مسافر حمزه
- تعداد بازدید از این مطلب :
32