English Version
This Site Is Available In English

جایگاه راهنمایی تکمیل کننده چرخه درمان

جایگاه راهنمایی تکمیل کننده چرخه درمان

در دل هر کلمه راهنما، تجربه‌ای نهفته است که سال‌ها با تلاش مداوم، آزمون و خطا به دست آمده، او با کوله‌باری مملو از عدالت، معرفت و عمل سالم، رهجویان را به سوی نور، عشق و دوری از ضد‌ارزشی‌ها سوق داده و به آنان می‌آموزد که در مسیر پر فراز و نشیب زندگی، امید را از دست ندهند. اینک با ۳ تن از راهنمایان شال نارنجی شعبه صائب تبریزی گفت‌و‌گویی ترتیب داده‌ایم که در ادامه به سمع‌ و نظر شما عزیزان می‌رسانیم.

 

راهنما همسفر لیلا به همراه مسافر خود با آنتی‌ایکس مصرفی تریاک و شیره وارد کنگره شدند، ۱۲ ماه و ۱۵ روز سفر کردند، به راهنمایی راهنما مسافر امیر و راهنمایی راهنما همسفر لیلا به روش DST با داروی OT، اکنون ۹ سال و ۷ ماه است که با دستان پر مهر آقای مهندس آزاد و رها هستند در ادامه خود نیز مسافر نیکوتین بودند به راهنمایی راهنما مسافر اعظم به روش DST با آدامس نیکوتین‌دار سفر کردند مدت رهایی از بند نیکوتین ۱۰ سال و ۲ ماه است.

 

ـ از بدو ورود به کنگره شما را همیشه در حال خدمت و تلاش دیدم. راز این خدمت‌ها چیست که پس از سال‌ها هنوز با عشق ادامه می‌دهید و خسته نمی‌شوید؟

 

در ابتدا هدفم رهایی عزیزان از بند اهریمن بود؛ اما با گذشت زمان و درک عمیق‌تر از آموزش‌ها، به جستجوی مسیر درونی خود پرداختم. این راه برای من هم‌چون پرواز است و هر روز بیشتر تشنه ادامه آن می‌شوم.

 

ـ وقتی مطلع شدید که به عنوان راهنما پذیرفته شده‌اید، چه احساسی داشتید؟ آیا تحویل این جایگاه پس از چهار سال خدمت سخت است؟


این لحظه یکی از بهترین و ارزشمندترین احساسات زندگی‌ام بود. در مورد تحویل جایگاه، بله دل کندن از این پیوند عاطفی دشوار است؛ اما می‌دانم که پایان هر مرحله آغاز مرحله‌ای جدید است. اگر خدمت را با دل و جان انجام دهیم، عبور از این مرحله به راحتی امکان‌پذیر است.

 

ـ آیا راهنما بودن مسئولیت سنگینی است و چگونه می‌توان حرمت این جایگاه را همیشه حفظ کرد؟


بله، مسئولیت سنگینی است. در ابتدا با خداوند و آقای مهندس پیمان می‌بندیم و حرمت‌های کنگره را در زندگی‌مان جاری می‌کنیم. کسی که حرمت کنگره را رعایت کند، در جایگاه راهنمایی به بهترین شکل خدمت خواهد کرد.

 

ـ در وادی چهاردهم گفته می‌شود که انسان به مرحله‌ای می‌رسد که تمام مخلوقات خداوند را دوست دارد. آیا عشق و محبت راهنما باید همیشه به شکل خوش‌رویی و مهربانی باشد؟ در برابر خطای رهجو چه باید کرد؟

همسفران عزیز از سختی‌های زیادی عبور کرده‌اند و باید با آن‌ها با مهربانی برخورد کنیم؛ اما در عین حال باید در چارچوب قوانین کنگره حرکت کنیم. من سعی می‌کنم با مدارا و مهربانی به رهجو فرصت تغییر و اصلاح بدهم. خوشبختانه این روش همیشه نتایج مثبتی به همراه داشته است.

 

ـ آموزش‌های کنگره را چگونه توصیف می‌کنید و چگونه باید آن‌ها را اجرایی کرد؟


آموزش‌های کنگره۶۰ منحصر به فرد و بی‌نظیر هستند. من باید از این فرصت طلایی بهره ببرم و آموزش‌ها را به‌طور عملی در زندگی‌ام پیاده‌سازی کنم.

 

ـ استاد در سی‌دی اخیر می‌فرمایند که پس از باز کردن بندهای منفی، بند دیگری به نام «عشق به راه» به دست و پای انسان می‌زنند. چگونه می‌توان بندهای درونی خود را شناسایی کرد؟


برای شناسایی بندهای درونی، باید از استادان خود آموخت و آبادانی را از درون خود شروع کرد. به مرور، این بندها یکی‌یکی باز خواهند شد و انسان به آزادی درونی خواهد رسید.

 

 

راهنما همسفر مریم به همراه مسافر خود با آنتی‌ایکس مصرفی شیشه و هرویین وارد کنگره شدند، ۱۱ ماه و ۲۸ روز سفر کردند، به راهنمایی راهنما مسافر پویا و راهنمایی راهنما همسفر لیلا به روش DST با داروی OT، اکنون ۵ سال و ۴۰روز است که با دستان پر مهر آقای مهندس آزاد و رها هستند.

 

ـ در چه جایگاه‌ها و بخش‌هایی توفیق خدمت داشته‌اید؟


افتخار داشته‌ام که در عرصه خدمت، نقش‌های مختلفی را تجربه کنم؛ از جمله سردار، دنور، خزانه‌دار، دبیر لژیون سردار، ورزشبان، دبیر و بارگذار سایت، مسئول امتحانات و راهنما. هرکدام از این مسئولیت‌ها فرصتی بوده است برای رشد، یادگیری و خدمت به دیگران و تجربه‌ای ارزشمند در مسیر زندگی‌ کسب کنم.

 

ـ در آستانه هفته زیبا راهنما، لطفاً از حس‌وحال و دریافت درونی خود در این ایام ارزشمند سخن بگویید؟


هفته راهنما همیشه برای من یادآور اهمیت عظیم نقش راهنما در کنگره و نگاه استاد عزیز، آقای مهندس دژاکام است. هر بار که شال راهنمایی را بر دوش می‌اندازم، نه تنها مسئولیتی رسمی را حس می‌کنم؛ بلکه قلبم سرشار از افتخار و شوق می‌شود؛ شوقی که از آگاهی به این حقیقت سرچشمه می‌گیرد که می‌توانم همراه عزیزانی باشم که در مسیر حرکت از تاریکی به روشنایی قرار دارند.
این تجربه، بیش از هر چیز، احساسی عمیق و معنوی، احساسی از جنس مسئولیت، عشق و امید در من ایجاد می‌کند. هر لحظه حضور در این مسیر، نه تنها فرصتی برای هدایت دیگران؛ بلکه فرصتی است برای رشد درونی خودم و برای حس شیرین واقعی خدمت از دل، نه از روی اجبار است. این شال، برای من نمادی از اعتماد، باور و عشق به مسیر رهایی؛ و هر لحظه‌ای که آن را بر دوش دارم، قلبم با تقدیر و امید می‌تپد.

ـ در جایگاه مقدس خدمت راهنمایی، آیا تاکنون با چالش‌ها یا بحران‌هایی روبه‌رو شده‌اید؟ شیوه مواجهه و عبور شما از این شرایط چگونه بوده است؟


خدمت با چالش‌هایی همراه بوده است، به‌ویژه به دلیل مشغله کاری و حساسیت زمان شغلم، با این حال، ارزش و اهمیت خدمتی که انجام می‌دهم، انگیزه‌ای قوی برای برنامه‌ریزی دقیق، مدیریت زمان و تلاش مستمر ایجاد کرده است. هر دشواری، فرصتی است برای تمرین صبر، مسئولیت‌پذیری و رشد شخصی؛ هر موفقیت کوچک، یادآور شیرینی خدمت خالص و تأثیر آن بر زندگی دیگران بوده است.

 

ـ به عنوان یک راهنما در کنگره۶۰، اساسی‌ترین و تأثیرگذارترین آموزشی که در لژیون به رهجویان خود منتقل می‌کنید، چیست؟


به عنوان راهنما، همواره آموزش‌های کنگره۶۰ و رهنمودهای آقای مهندس را چراغ راه خود قرار داده‌ و سعی کرده‌ام این آموزه‌های ارزشمند و الهام‌گرفته از مفاهیم معنوی را با صداقت و عشق منتقل کنم. تمرکز من بر دوری از ضدارزش‌ها، حرکت در مسیر ارزش‌ها و مهم‌تر از همه، تقویت خودباوری و رشد فردی است. باور دارم زمانی که رهجو بتواند به توانایی‌های درونی خود ایمان داشته باشد، حرکت در مسیر تعالی نه یک اجبار؛ بلکه انتخابی آگاهانه و عاشقانه خواهد بود.

 

ـ اگر نگاهی به مسیر زندگی خود پیش و پس از ورود به کنگره۶۰ بیندازید، مهم‌ترین تفاوت‌ها و تحولات ایجادشده را در چه می‌بینید؟


کنگره با آموزش‌های ناب و کاربردی‌اش، مسیر زندگی‌ام را به کلی دگرگون کرده است. آرامش و امید جای بی‌قراری و تردید را گرفته و انگیزه‌ای در من ایجاد شده است تا مسیر تحصیل را ادامه دهم. با پشتکار و تلاش، از کارشناسی به کارشناسی ارشد روان‌شناسی ارتقا یافتم و این رشد علمی، دریچه‌ای به سوی پیشرفت شغلی، استقلال مالی و خودباوری برایم گشوده است. تجربه رهایی و خدمت، هر روز یادآوری می‌کند که هر تغییر واقعی از درون آغاز می‌شود و هر گام کوچک در مسیر ارزش‌ها، به نتایج بزرگ و پایدار منتهی می‌شود.

 

ـ به مناسبت هفته راهنما، به نظر شما بهترین و شایسته‌ترین شیوه قدردانی از مقام راهنما چیست و رهجویان چگونه می‌توانند سپاسگزاری حقیقی خود را ابراز کنند؟

 

بهترین قدردانی از راهنما زمانی اتفاق می‌افتد که هم قلبی، هم زبانی و هم عملی باشد. مهم‌تر از هر هدیه مادی، احساسی است که رهجو با خود به همراه دارد؛ وقتی دلنوشته‌ای صادقانه نوشته شود و با احترام و نیت خالص ارائه گردد، نشان‌دهنده جایگاه راهنما در چشم رهجو است. حتی جزئیات کوچک، مثل انتخاب پاکتی تمیز و زیبا، بیانگر توجه و ارزش‌گذاری رهجو است. به‌واقع، سپاسگزاری حقیقی، نشانه عشق، احترام و شناخت عمیق جایگاه راهنما در مسیر رشد است.

 

راهنما همسفر معصومه به همراه مسافر خود با آنتی‌ایکس مصرفی شیشه و قرص وارد کنگره شدند، ۱۲ ماه سفر کردند، به راهنمایی راهنما مسافر پویا و راهنمایی راهنما همسفر پریا به روش DST با داروی OT، اکنون ۵ سال و ۲ ماه است که با دستان پر مهر آقای مهندس آزاد و رها هستند.

ـ لطفاً دیدگاه خود را درباره مفاهیم راهنما، لژیون و رهجو بیان نمایید؟

 

راهنما در کنگره۶۰ فردی است که با استفاده از دانش و تجربه خود، راه را برای رهجو روشن می‌کند و به او کمک می‌کند تا تصمیمات درست بگیرد. راهنما فضایی امن برای رهجو فراهم می‌آورد و او را برای خدمت به دیگران تربیت می‌کند. رهجو باید فعالانه خدمت کند و در فرآیند درمان مشارکت داشته باشد. لژیون‌ها گروه‌های آموزشی هستند که شامل راهنما و رهجو هستند و با ایجاد شرایط امن، آموزش می‌دهند.

 

ـ به نظر شما بزرگ‌ترین موهبت و دستاورد قرار گرفتن در جایگاه راهنمایی چیست؟


بزرگ‌ترین موهبت، تکمیل چرخه درمان و رسیدن به تعادل بیشتر در خود است. درمان زمانی کامل می‌شود که فرد بتواند به دیگران کمک کند. راهنما با راهنمایی دیگران، درمان خود را تثبیت کرده و از این طریق گره‌های درونی خود را باز می‌کند. زیباترین لحظه برای راهنما، دیدن تغییرات مثبت در رهجو است.

 

ـ از دیدگاه شما، یک راهنما برای این‌که بتواند خدمت خود را به بهترین نحو انجام دهد، چه اصول و نکاتی را باید همواره مدنظر قرار دهد؟

 

راهنما باید متواضع باشد و به یاد داشته باشد که خود روزی رهجو بوده است. رفتار او باید هماهنگ با آموزه‌هایش باشد و در عمل مسیر صحیح را نشان دهد. همچنین باید شنونده خوبی باشد و مرزهای رابطه را حفظ کند.

 

ـ به چه شیوه‌ای می‌توان میان مسئولیت‌های خانوادگی و خدمت در کنگره ۶۰ تعادل و توازن برقرار نمود؟

 

تعادل بین مسئولیت‌های کنگره و خانواده از طریق اولویت‌بندی درست و برنامه‌ریزی انجام می‌شود. خانواده باید اولین اولویت باشد و همزمان باید به خدمت در کنگره و استراحت نیز توجه شود.

 

ـ مهم‌ترین عوامل و بسترهایی که زمینه‌ساز رسیدن شما به جایگاه راهنمایی شد، چه بود؟

 

پروتکل دقیق درمانی کنگره۶۰ و فضای بدون قضاوت آن، عامل اصلی رسیدن من به جایگاه راهنمایی بود. همچنین خواسته درونی‌ام برای انتقال آگاهی و خدمت به دیگران باعث شد این مسیر را انتخاب کنم.

 

ـ چه عواملی موجب شد، تصمیم بگیرید در مسیر خدمت، جایگاه راهنمایی را انتخاب نمایید؟


انتخاب راهنمایی برای من فرصتی برای رشد و خدمت به دیگران بود. من مدیون راهنمایان و همسفران بودم و بهترین راه برای ادای دین، کمک به دیگران است. این جایگاه برای من نه ریاست؛ بلکه فرصتی برای خدمت و داشتن معنای زندگی است.

 

طراحان سواالات و مصاحبه‌کنندگان : راهنما تازه‌واردین همسفر فاطمه و همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر مینو(لژیون دوم)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر رباب رهجوی راهنما همسفر مریم ( لژیون اول) دبیر سایت
همسفران نمایندگی صائب تبریزی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .